< . | تیر ۱۴۰۰

.

درباره من
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند

               *****
خسرو آواز ایران، شاه بی تاج و ردا
تاجبخش شعر و موسیقی و آوا و نوا
نام زیبایش محمد، بعد از آن لفظ رضا
اهل خاک ضامن آهو، "علی موسی الرضا"
گوهر دوران و دهر، سیمرغ و ققنوس هنر
مرد قرآن و خط و نقاشی و ساز و صدا
چون گشاید هر دو لب را بهر آغاز سماع
آید از حلقش برون بانگ "نوا" و "ربنا"
حافظ آواز ایران داده اند او را لقب
مهر و خورشید فروزان هنر گشته ست نما
گر بود "حافظ" لسان الغیب شعر و شاعری
او بحق باشد سروش باطن احوال ما
"آریا" گر شعر تو بر صفحه دل خوش نشست
بی شک آن را دان ز یمن یوسف خوشنام ما
برچسب ها
نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: چهارشنبه سی ام تیر ۱۴۰۰ ساعت: 19:3

قسمتی از مصاحبه قدیمی محمد اصفهانی با سید علی ضیاء:

سیدعلی ضیاء مجری تلویزیون چهارشنبه 14 تیر میزبان محمد اصفهانی در سالروز تولدش همراه با محمدامین، مهدیس و مریم فرزندان این خواننده سرشناس بود.

 

محمد اصفهانی

به گزارش ایلنا، اصفهانی در ابتدای گفتگو بیان کرد: امروز وارد ۵۱ سالگی می‌شوم و از همه مردمی که در اینستاگرام، تلگرام یا ایمیل تولدم را تبریک گفته‌اند تشکر می‌کنم.

وی در این باره که هم تحصیلات دانشگاهی دارد و هم کار هنری را پیگیری می‌کند، گفت: کار هنری، بگیر و نگیر دارد و با شانس و اقبال یا بخت طرف ارتباط دارد. خیلی‌ها از نظر هنری صدای خیلی خوبی داشته‌اند اما کارشان نگرفته و برعکس خیلی‌ها از هوش خوبی برخوردار بودند و صدای خوبی نداشتند اما موفق شدند. برای همین به کسانی که از من مشورت می‌خواهند می‌گویم شما ابتدا درستان را بخوانید و کاری دست و پا کنید و در کنارش به هنر بپردازید، تا اگر موفق نشدید، لااقل پشتوانه مالی داشته باشید.

به صدای استاد شجریان و ایرج علاقه دارم

اصفهانی در پاسخ به اینکه در ماشین به چه موسیقی گوش می‌دهد، تأکید کرد: حالا در ماشین چیزی گوش نمی‌دهم و فصل سکوت است. صدای آقای شجریان و ایرج (حسین خواجه امیری) جزو علاقمندی‌های من است و می‌خواهم از آن‌ها یاد بگیرم، بنابراین صدایشان را گوش می‌دهم. البته همه مدل صدایی را برای آنالیز گوش می‌دهم و آنقدر که کارهای مختلف را می‌شنوم آستانه لذتم بالا است، سختگیرم و به راحتی از کاری لذت نمی‌برم.

۱۳۹۶/۰۴/۱۵

ایلنا: محمد اصفهانی: صدای استاد شجریان را گوش می‌دهم و یاد می‌گیرم

موضوع: یاد ,
برچسب‌ها: محمد_اصفهانی
نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: جمعه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۰ ساعت: 20:14

فرارو: همزمان با برگزاری فرش قرمز نمایش فیلم «قهرمان» ساخته جدید اصغر فرهادی در جشنواره فیلم کن، آواز معروف «مرغ سحر» از محمد رضا شجریان طنین انداز شد.

اصغر فرهادی در گفتگویی کوتاه روی فرش قرمز جشنواره کن درباره برگزاری این رویداد هنری در شرایط کرونایی گفت: باورم نمی شود که این جشنواره در حال برگزاری است و از مسئولان جشنواره کن برای مهیا کردن شرایط برگزاری جشنواره ، تشکر می کنم.

به درخواست اصغر فرهادی، در طول برگزاری مراسم فرش قرمز فیلم «قهرمان»، آواز «مرغ سحر» محمد رضا شجریان در فضای کاخ جشنواره کن پخش شد.

این کارگردان برگزیده اسکار درباره موضوع فیلم جدید نیز گفت: با وجود این که همه آثار فیلمساز در یک مسیر مشابه هستند، اما هر فیلم کشف جدیدی است و زوایایی را که شاید در دیگر فیلم ها به آن کمتر پرداخته شده را برجسته می کند و ادعا می شود که فیلمساز باید فیلم به فیلم، عمیق تر شود.

او همچنین هدف از ساخت فیلم «قهرمان» را در درجه اول تعریف یک قصه خوب برشمرد که مخاطب را خسته نکند و این موضوع را مهم ترین هدف در قدم اول دانست.

۲۲ تير ۱۴۰۰

فرارو: رونمایی از «قهرمان» فرهادی با «مرغ سحر» شجریان در جشنواره کن

نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: یکشنبه بیستم تیر ۱۴۰۰ ساعت: 19:27

«فریاد در جمعه خونین» پرونده‌ای برای موسیقی جدی-انتقادی ایرانی

دیلمان 13

شماره جدید مجله دیلمان با تصاویری از محمدرضا شجریان و فرهاد مهراد بر روی جلد به موضوع موسیقی جدی- انتقادی  ایرانی پرداخته است. این شماره دیلمان با تیتر «فریاد در جمعه خونین» همراه با گفت‌ و گو‌ها، ترجمه‌ها و مقالات خواندنی از دوشنبه ۲۱ تیرماه ۱۴۰۰ در دسترس است. در این شماره دیلمان گفت‌ وگوهای ویژه‌ و گفتارهایی با امیرهوشنگ ابتهاج (هـ. الف. سایه)، کامبیز روشن‌روان، حسام‌الدین سراج، لیلی افشار، هوشنگ اتحاد، هوشنگ جاوید، یوحنا دیلمی، بهروز وجدانی،بابک خضرایی، علی اکبر شکارچی، ناصر فکوهی، ژانت آفاری،کامیار عابدی، شاپور رواسانی، ناصر گلستان فر، ناصر مسعودی و … می‌خوانید.

همچنین در بخش‌های داستان، سفرنامه، نقد، تاریخ، یادنامه، زنان و کتابنامه مطالب و ترجمه‌های نابی از زیبا جلالی، منصوره موسوی، ناصر غیاثی، مجید دانش آراسته، سعید سلطانی، کفایت آریایی فر، زهرا زارع، علی رکنی، امین حق‌ره، پرهام جهانداری، مهدی بازرگانی، آرشیدا آزاد، ساغر الهی، ترانه مومنی، پدرام مختاری، نرگس مقدسیان، امیر حسین خانی، شوکا جنگلی، صفرعلی رمضانی، هوشنگ عباسی، اسفندیار کتابچی، رضا عطایی و .. منتشر شده که جملگی‌ خواندنی‌اند. دیلمانِ موسیقی را از دست ندهید.

دیلمان مجله‌ایست کشوری که در زمینه نقد فرهنگی و اجتماعی کار می‌کند. شماره جدید دیلمان را از کیوسک‌های مطبوعاتی و کتابفروشی‌های سراسر کشور بخواهید.

سایت مجله دیلمان

نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: سه شنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۰ ساعت: 18:55

دکتر احمد سیر صدر

 

نقاشی چهره استاد شجریان با رنگ روغن

اثر: دکتر احمد سیر صدر

کارشناس معاونت پژوهش و فناوری شریف

یادواره استاد محمدرضا شجریان

کانون هنرهای تجسمی دانشگاه صنعتی شریف

- پاییز1399 -

نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: پنجشنبه دهم تیر ۱۴۰۰ ساعت: 12:2

اجرای کامل و شنیدنی ربنا با ویـولـن بابــک شهـرکی (از شاگردان ممتاز استاد همایون خرم، ابراهیم لطفی و حسن ریاحی)، تقدیم به محضر استاد محمدرضا شجریان و مردم شریف ایران | دستگاه: مرکب نوازی در سه گاه، آواز افشاری، گوشه عراق(افشاری)

موضوع: یاد , موسیقی ,
برچسب‌ها: ربنا , بابک_شهرکی
نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: شنبه پنجم تیر ۱۴۰۰ ساعت: 13:48

فرمانروا کسی است که بتواند از مرزها عبور کند. محمدرضا شجریان به همین معنا، فرمانرواست و در عرصه سیاست امید بر‌می‌انگیزد. او هنوز هم زنده است و فرمان می‌راند.

عصراسلام: کلیشه‌ سازی‌ها در عرصه سیاست گاه همه را گرفتار می‌کند حتی حاکمان را. تجربه زندگی در یک نظام ایدئولوژیک، تجربه روز به روز دیوارها و برچسب‌های تازه است. کسانی راست‌اند، کسانی چپ، کسانی دوست‌اند کسانی دشمن، کسانی خادم‌اند و کسانی خائن. هیچ کس نباید بیرون از این حصارها زندگی کند. تنها مردم نیستند که در این وضعیت احساس خفقان می‌کنند حتی حاکمان هم به تدریج نفس‌شان تنگ می‌شود.

حصارها صداها را حبس می‌کنند، هیچ کس هیچ کس را نمی‌شنود، چشم‌ها از هم می‌گریزند و همه رنگ‌ها خاکستری می‌شوند. در جهانی که نام‌ها این همه حصارهای تنگ ساخته‌اند، هیچ کس خوب نفس نمی‌کشد. کسی باید از راه برسد و قدرت عبور از مرز میان این حصارهای تنگ را داشته باشد.

در این صورت، همه به نعمت او آزاد می‌شوند. او فرمانرواست همان است که حقیقتاً حکومت می‌کند. فرمانروای دولت آفتاب است. مردم و حکومتی که در تاریکی مانده‌اند نجات خود را باید در او بجویند.

شجریان در مرز میان دین داران و سایر اقشار اجتماعی ایستاده است. با ملکوت صدای خود مسجدی استوار می‌کند با شبستانی بزرگ که برای همه آغوش گشوده دارد. همه نشانه‌های این و آن از دیوارهای آن کنده شده. با همه عظمت و شکوهش، چیزی برای پر کردن چشم‌ها در آن نیست.

تنها باید چشم‌هایت را ببندی و در عمق جانت خاموش بمانی. او تو را با خود خواهد برد. کنجاو اگر بشوی، یک لحظه چشم بگشایی، می‌بینی آن که آنهمه از او نفرت داشتی چقدر در این پرواز شگفت با تو همراه شده است.

او دین داران را از حصارهای تنگ فرقه‌ای می‌رهاند، و برای اقشار دیگر مجالی برای پرواز معنوی می‌گشاید. روحانیون و حاکمان اگر دلشان برای دین می‌سوزد، فعلا صدای اوست که افقی برای تجربه معنوی می‌گشاید. به دیوارها تکیه دهید تا فعلا او میانداری کند.

شجریان در مرز میان عشق و سیاست ایستاده است. عرصه سیاسی ما جنگلی است که نیم قرن آب گوارایی ننوشیده است. همه چیز خشک و شکننده و میان تهی است. اصحاب قدرت و ثروت از امکان فریب مردم مایوس شده‌اند و متقابلاً اعتماد مردم نیز از میان رفته است. هوا هر روز گرم‌تر می‌شود و خطر آغاز آتشی ویرانگر همه را نگران کرده است.

شجریان هیچ گاه وارد عرصه سیاسی نشد. اما با هر آواز، جویبارهایی را روانه این جنگل خشک شده می‌کند. سرچشمه این همه جویبار تجربه عاشقانه است. همان که در دل‌های جوانان زیبا در کوچه و بازار شهر پنهان است. او از هر عشقی که جایی در دلی جوانه زده است، با هر اشک عاشقانه‌ای که از یک دلتنگی غریب می‌چکد، ابر باران زایی می‌سازد تا چوب‌های خشک این جنگل خاموش خاطره‌های طراوت از دست رفته را به یادآورند.

شجریان با صدایش کوچه به کوچه می‌گردد، خانه به خانه، دل به دل، تا از هر کدام نمی ذخیره کند برای دریایی که در سر داشت راهی این جنگل خشک کند.

شجریان در مرز میان سنت و مدرن ایستاده است. آنچه در منظر اصحاب دانش و عقل کهنه و دیرین و از مد افتاده بود، با صدای او چنان شکوهی می‌یافت که باور می‌کردی در انبار این کهن فرهنگ، چه ذخائز عظیمی برای عرضه به جهان مدرن نهفته است.

آنچه در منظر اولیه یک سنت گرا، بی بنیاد و بی ریشه می‌نمود، در هنر والای شجریان، عمق می‌یافت ریشه دار می‌شد. آزادی، چنان در هنر او والا بود که سنت برای فرصت زندگی دوباره گوش‌های خود را تیز می‌کرد.

شجریان از مرزها عبور کرده است. مرزها در پرتو صدای او چه حقیر و بی بنیادند. 

یکی از بزرگ‌ترین افتخارات من درک چهره به چهره این شخصیت نامدار و تاریخی ایران زمین است. شجریان پر از غرور مقدس بود. در خضوع و مهربانی‌هایش، ثقل سنگین یک غرور پرشکوه انسانی را تجربه می‌کردی.

او فهمیده بود که با هنرش، قلمروی برای زندگی انسانی ساخته است. در فراز نقشه خاکی ایران فرهنگی، قلمرو بی مرزی از همزیستی انسانی ساخته بود. آن را بنیاد گذاشته بود و خودش فرمانروای آن بود. غرور مقدسش از آن حاکمیت والا برمی‌خاست.

شجریان در احداث آن قلمرو بی مرز، همه ذخائر والای یک افق فرهنگی را به کار بسته است. از قرآن و دعای افطار رمضان تا سعدی و حافظ و مولانا و عطار و سایه و شفیعی کدکنی همه در قلمرو او زنده و پرطراوت‌اند. همه با هم همزمان و همزبان شده‌اند. 

دست بردارید. اگر احساس خطری از وجودش متصور بودید، آن خطر پایان یافته است. هیچ گاه نتوانستید دور او خط بکشید.

حال به برکت میراث گرانباری که از او به جا مانده، هم مردم را و هم خودتان را از این همه مرز و خط و خطوط رها کنید. فرزندش همایون درست گفت، هستی او یک پیام بزرگ بود و هنوز هم هست. پیامش را باید شنید. رهایی در برداشتن پنبه‌ها از گوش‌هاست.

محمدجواد غلامرضاکاشی

۱۸ مهر ۱۳۹۹

عصر اسلام: فرمانروا کیست؟