
یکم مهر ماه، زادروز تولد استاد محمدرضا شجریان، خسرو آواز ایران بر همه دوستداران فرهنگ و هنر ایران مبارک و خجسته باد.
برچسبها: روز_آواز_عشق , زادروز_استاد_شجریان

ربّنای استاد شجریان
ز خالق خواهش اعجاز کردن
پس از پایان دعائی باز کردن
شوی از نو بپا شاداب و خندان
وطن را روشن از آواز کردن
یتیمان را به مهری شاد کردن
برایت بنده ها آزاد کردن
قدح از جامِ اندوه سرکشیدن
میانِ سجده از تو یاد کردن
نوایت را به چشمِ دل شنیدن
به صورت پنجه از افغان کشیدن
تمامِ استغاثه صحّت تو
به حسرت لب به دندانها گزیدن
شوّد هر خواهشی خندیدن تو
چو اشک شمع از آتش چکیدن
امان از قدرت آن رَبّنا که .
شده بال زمین در پر کشیدن.
احمد یزدانی
1399/02/06
برچسبها: احمد یزدانی , ربنا

مژده به دوستداران خسرو آواز ایران
با کمال مسرت به اطلاع دوستداران استاد محمدرضا شجریان می رساند که به لطف خداوندگار متعال و زحمات شبانه روزی دست اندرکاران وبلاگ "صدای سخن عشق" به مناسبت هشتاد و یکمین زادروز و یکمین سالگرد درگذشت استاد محمدرضا شجریان، اولین شماره فصلنامه "هزاردستان" مجله ای ویژه دوستان و دوستداران این یگانه هنر و فرهنگ ایران تقدیم حضورتان خواهد شد.
امید که با همیاری و همکاری شما عزیزان، انتشار این مجله سالهای سال ادامه داشته باشد و مجالی باشد برای مکتوب کردن آثار و نظرات استاد و دوستداران استاد.
عزیزانی که مایل هستند مطالب و آثارشان اعم از دلنوشته، خاطره، شعر، داستان، نقد و تحلیل، طنز، نقاشی، طراحی، خوشنویسی، کاریکاتور، کارهای دستی، هنرهای تجسمی، عکس، پوستر، ساز و آواز، آهنگ، ترانه، فیلم، نماهنگ و ... با موضوع استاد شجریان در فصلنامه "هزاردستان" و وبلاگ "صدای سخن عشق" منتشر شود می توانند مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ایمیل نمایند.
ariairani43@yahoo.com
در ضمن کانال تلگرامی "صدای سخن عشق" نیز برای دریافت آثار و مطالب شما به آدرس زیر می باشد:
voiblogfa@

شجریان پرکشید و باری دیگر اندوهی سنگین آسمان ایران را فراگرفت. او صدا و هویت ایران بود. ایران امروز آبستن غمی دیگر است و چه قدر جنس این غم آشناست غمی که امروز میهمان ماست گویی کهنه زخمی بوده که تازه شده است. زخمی به درازای تاریخ ایران، زخمی که قائم مقامها و امیر کبیرها را از ما گرفت. جلوه گاه غم امروز ایران دیدگان اندوه بار ملتی است که در سوگ او خالصانه گریستند.
بگذار تا کینهتوزان هر آنچه خواهند بر زبان برانند؛ این رسم روزگاران است. غریبانه جان میگیرد و شکوهمندانه ماندگار میکند. قاصدان عشق هرگز نمیمیرند؛ خاصه آنکه در قلب مردمانشان جای گرفته باشند. شجریان از جنس مردم بود، صدای مردم بود، همراه مردم بود، کنار مردم بود. یک ملت با نوای او عاشق شد، بندگی کرد، دیوانگی کرد، فریاد بر آورد، گریه کرد، شادی کرد، جنگید و انقلاب کرد! چگونه میتوان این صدا را از مردم گرفت؟
بی شک شعله عشقی که شجریان در جان این مردم افکنده را با هیچ نمیتوان خاموش کرد. شجریان رسالت خویش را به پایان برد و عاشقانه چشم فرو بست و عشقبازانی چنین را، مستحق هجرانی بی پایان کرد. باری، شجریان فرشتهای با پیام عشق و راستی برای فرهنگ ایرانی بود و صدای او صدایی آسمانی است. شجریان همان حنجرهای است که بانگ "همراه شو عزیز" سر داد.
شجریان خودش بود. او هرگز جامه ریا و فخر به تن نکرد و پشت به مردم ناایستاد. بی جهت نیست که او آن چنان در قلب مردم جا خوش کرده که پر کشیدنش ملتی را این چنین غمگین کرده است. قلبی که روزگاران درازی تنها برای مردمش میتپید امروز خموش شد و در عوض امروز در غم از دست دادن او قلب ایران تا ابد برای او میتپد.
شجریان موسیقی را در میان مردم آورد و جانی تازه به آواز بخشید. او با نوای بینظیر خود برای فرهنگ و هنر ایران افتخار آفرید. همان گونه که امروز ادبیات ایران را با حافظ و سعدی و مولانا میشناسند؛ موسیقی ایران بدون او معنایی نخواهد داشت. نقش او در آواز چونان فردوسی است که پارسی را از گزند دشمنان به دور داشت.
همانا او موسیقی و ردیف را از گزند غرب زدگان ناآگاه و بیگانه با فرهنگ ایرانی نجات داد. شجریان خاطره آفرین نسلهای مختلفی بود که رندانه همگان را شیفته خود کرد. خسرو آواز ایران لقبی بس شایسته است که نام او به آن مزین شده است.
۱۷ مهر ۱۳۹۹
ایمنا: شجریان فرشته بود نه شیطان!
برچسبها: خبرگزاری_ایمنا , سوگ_سیاوش

شجریان تجسم یک اسطوره و آرمان درونی انسان در طنین پر صلابت آوازی است بر آمده ازندایی خفته در انسانی که در تاریخ گمشده ای را می جسته است ندایی که از همان بدو خلقت به شکل های مختلف، چه عبادت وچه دعا به آسمان بلند بوده واینک شجریان این ندای آسمانی را به نهایت روانی و اوج خودش رسانیده است.
آوای او برانگیزاننده ی احساسی است آن چنان ملکوتی که فرشتگان رامسحور می کند.
شجریان اسطوره ای درقامت انسان است با آوازی آسمانی بر آمده از احساسی ملکوتی که فرشتگان آسمان باآواز او کف می زنند.
صدای شجریان آهنگ آسمانی پرواز است. شورانگیزی است که از هفتم آسمان به گوش می رسد .عاشقانش همیشه باصدای او اشک ریخته اند روحشان با نغمه های آسمانی او صیقل خورده است. اما اشک هایی که اشک غم نیست اشک شوق هم نیست. شاید از اثر غلبه ی یک عشق عمیق است.
شجریان ناله ی رنج وغریو شادی انسان در طول تاریخ است. انسان جداشده از آن روح نخستین. ندای ازلی اوهنوز از آسمان ها شنیده می شود در فضایی نورباران به رنگ روز الست، انگار در حنجره آوازی می دمد تا دل انسان را پس از دمیده شدن روح خدایی در آن، صیقل دهد تالطیف وپاک شود چونان آیینه ای که تصویر انسان در آن بتابد.
از بلندای آسمان به سوی ما می آید نغمه ای جادویی بر لب دارد، گویی پیامی الهی بر زبان می راند. نزدیک می آید، پیامش دلرباتر می شود، صدایش صمیمی تر و قدم هایش استوارتر، گویی رسالتی بر دوشش نهاده اند و آن بردن انسان به ملکوت است.
او سروش غیب است که چنین دل ها راتسخیر کرده است و نغمه ی داوودی او سرچشمه گرفته ازیک عشق الهی است عشقی که در وجود همه انسان ها به ودیعه گذاشته شده است و او این عشق را باتمام وجودش فریاد می زند و این نعره و فریاد چیزی جز آن عشق به خالق یکتا نیست مگر همه موجودات، آن چه در زمین و آسمان وآن چه در میان آن هاست تسبیح خدا نمی گویند؟
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ (آیه 41 سوره نور)
آيا ندانستهاى كه هر كه [و هر چه] در آسمانها و زمين است براى خدا تسبيح مىگويند و پرندگان [نيز] در حالى كه در آسمان پر گشودهاند [تسبيح او مىگويند] همه ستايش و نيايش خود را مىدانند و خدا به آنچه مىكنند داناست. (آیه 41 سوره نور)
شجریان آن مرغ پر گشوده در آسمان است، مرغ حق در حصار زندان نفوذ ناپذیر این دنیای خاکی.مدام بال و پر میزند، مدام می خواند، همه او را می خواند، به ستایش اوست زبانش، دعایش همه اوست و سرودمهرش را بر آستان جانان هدیه می کند.
عشق داند که با نوای عشق بازان و ساز خاموش چه کرده است فهم این ها همه بر عهده ی عشق نهاده شده است. آن مرغ بال گشوده مرغ حق است، مرغ نغمه خوان، مرغ سحر.
شجریان همیشه سرشار از مهربانی و وفاداری بوده است، در وطن دوستی نیز مانند ندارد. "ایران ای سرای امید" تصنیفی است که برای همیشه جاودانه خواهد ماند.
خلوت گزیده ای است بشارت دهنده ی آزادی.
نغمه ی او آن نوایی است که از اوج می شنوی و تو رابه طرف خودش می خواند، با خود می برد تو را، به اوج آسمان ها، آن جا که دیگر انسان های خاکی را راهی نیست.
انگار بر بال فرشتگان نشسته ای در آن اوج بی نهایت در پروازی، آن جا فرشتگان همه جمعند.
این صدا، این نغمه آسمانی، این آوای درونی، همه را مدهوش کرده است. نوایی که روحت را مسحور می کند. تورا به وجد می آورد، با تبسمی بر لبانت.
به دوردست ها می نگری، او کیست چنین پرصلابت میخواند؟ این صدا این جهانی نیست، ندایی است برآمده از عمق جان، از نیمه ی آن جهانی انسان.
"سر می دهد ناله ی زندانی خاک را."
شجریان نمود انسانی است که آرزویی را در آدمیان تحقق بخشیده است. یکی از گرامی آدم هایی است که حقی بر بشریت دارند. چهره ی ماندگاری است که تا ابد در سینه ی تاریخ این مملکت خواهد ماند. عمرش طولانی باد.
اردیبهشت هشتاد و هفت قدرت الله کریمی تیموری
برچسبها: قدرت الله_کریمی_تیموری
افسانه ی پیر قونیه

محمد موسوی میگوید:"من این شانس را داشتم که در سال 1354 به اتفاق استاد شجریان سفری به قونیه کنم.
یک روز بعد از ظهر در هتل نشسته بودم که آقای شجریان گفت:بیا برویم بیرون کمی بگردیم گفتم:بیرون قونیه لطفی ندارد،اگر به مزار مولانا میروی من هم می آیم. گفت: برویم و رفتیم. وقتی چشمم به مقبره مولانا افتاد یک نی کوتاه در جیب بغلم بود،در آوردم و یک مخالف سه گاه زدم و شجریان خواند و چنان شوری به دل مردم افتاد که من دیدم مردم گریه می کنند و متولی آرامگاه مولانا آمد و گفت که اینجا ساز زدن بر مزار مولانا قدغن است.اما برنامه شما را قطع نکردیم چون بسیار جالب بود و بعد هم رفت و یک نی از موزه مولانا آورد و به من کادو داد و من هم نی خودم را دادم به شجریان او با نوک چاقو و خط خوبی که دارند،خطی نوشتند و دادند که بگذارند در موزه مولانا".
سال ها بعد یکی از نوادگان مولانا که برای شرکت در بزرگداشت عبدالله گولپینارلی در تهران شرکت کرده از این حادثه به عنوان افسانه ای یاد می کند و آرزو می کند کاش بتواند این افسانه را در ایران به واقعیت ببیند. این آرزوی نهفته در سینه ی سال ها، خوشبختانه در همان مجلس به واقعیت می پیوندد . شجریان، این حقیقت افسانه ای و این اسطوره ی تاریخ موسیقی قد بر می افرازد با قدم هایی پرصلابت که گویی دالان های پر پیچ و خم تاریخ را در می نوردد و صدای گام هایش طنین انداز آواها و عاشقانه های همیشه ی قرن هاست، جلوی جمعیت به راه می افتد برق چشمانش امواج همه ی دریاهای عالم را می نمایاند. اوتصمیم دارد بدون نواخته شدن هیچ سازی، افسانه وار نغمه های عارفانه ی مولانا را سر دهد .
جمعیت حاضرنفس در سینه حبس کرده اند تا گام های او راحت تر به مغز جانشان رسوخ کند.غزلی از مولانا را به طواف دلش می فرستد و سپس دمی مسیحایی به آن می زند و با حنجره ی داوودی اش آن را می پروراند.جمعیت به وجد می آید در میان اشک ها ولبخند ها کسی می پرسد واقعا این کیست؟ انگار ازاوج کوهستان های مه آلود صدایش را می شنویم. این صدا ازَلیست، این جهانی نیست ، همان نی پیر قونیه است که از پس قرن ها در حنجره ی این مرد دمیده شده است.
کسی بر جمعیت بانگ می زند : باید به صدایش برخاست ! چرانشسته اید ؟شجریان می خواند . آمده است تا پروازتان دهد . با او به اوج روید ،خودتان را به دم نبوی او بسپارید، شما را به معراج خواهد برد ، من مطمئنم، به خود تردید راه ندهید.برخیزید دست از این دیوارهای کوتاه برگیرید ، کنده شوید از این دیوارها ،از چپرهاتان بیرون آیید. با پرده های اواز پرده در آیید.
در آیید از زیر سقف های کوتاه و دلگیر .شجریان می خواند . همه جا جار بزنید این را : "شجریان می خواند." افسانه ی پیر قونیه ."
برچسبها: محمد_موسوی , مولوی , قونیه

نقاشی دیجیتال چهره استاد شجریان
اثر: امین عبدالرحیمی
فارغ التحصیل کارشناسی شیمی شریف
یادواره استاد محمدرضا شجریان
کانون هنرهای تجسمی دانشگاه صنعتی شریف
- پاییز1399 -
برچسبها: امین_عبدالرحیمی , دانشگاه_صنعتی_شریف

به گزارش ایلنا، تکآهنگ «سیراب شدم» عنوان اثری موسیقایی با شعر، آهنگ و صدای آیدین الفت از فعالان حوزه مهندسی صداست که به تازگی با همراهی جمعی از نوازندگان شناخته شده موسیقی پیش روی مخاطبان قرار گرفت.
در توضیحات تکمیلی این اثر موسیقایی آمده است:
قطعه موسیقی «سیراب شدم» با شعر، آهنگ و صدای آیدین الفت، تنظیم کنندگی، ضبط، میکس و مسترینگ امید نیک بین و همراهی نوای ساز «صراحی» از سازهای ابداعی استاد محمدرضا شجریان، منتشر شده است. این قطعه در قالب سنتی مدرن، آمیخته با کلامی عارفانه ساخته و تنظیم شده و نوازندگان برجستهای در نواختن سازهای آن مشارکت داشته اند.
یکی از ویژگیهای این اثر، شعر آن است که به قالب «مسمط مبسوط» سروده شده که این قالب در گونهشناسی شعر عامیانه فارسی، منظومههای شفاهی و بحر طویلهای قدیم رواج داشته است، اما متاسفانه اهمیت و ارزش فرهنگ عامه در تلفیق با شعر کلاسیک موفق عمل نکرده است.
در این قطعه تلاش شده تا چنین تلفیقی به فرم «مستزاد چند مصرعی» با مفاهیم عارفانه نمود پیدا کند. اشعار اثر نیز در هفت بیت است که اشارهای به هفت شهر عشق عطار نیشابوری دارد. بر این اساس شاعر در بیت اول آن بر کلمه «مادر» تاکید دارد و بیت آخر شعری است که او بر سنگ نوشته مزار پدرش در سال ۱۳۸۲ مرقوم داشته است. او در صفحه شخصی خود این قطعه به مادر و پدر خود به عنوان یگانه معماران وجودش تقدیم داشته است.
در تنظیم این آهنگ از هارمونیهای زوج و آکوردهای غیرمعمول کلاسیک از جمله توالی فواصل پنجم که در موسیقی کهن ایرانی رواج داشته، استفاده شده است. همچنین تنوع میزان بندی، ضرب آهنگ، استفاده از تکنولوژی و تکنیکهای جدید مهندسی صدا و تنظیم موسیقی در روند تولید این اثر انجام پذیرفته است.
آیدین الفت از چهرههای شناخته شده در صنعت مهندسی صدای کشور است که به فعالیت ساخت موسیقی و سرایش شعر هم میپردازد. خوانندگی بخش سولوی این قطعه بر عهده او بوده و امید نیک بین و مهرداد ناصحی نیز به عنوان هم خوانان او را در این اثر همراهی کردهاند.
در قطعه «سیراب شدم» که در استودیوی «شهر صدای پارسیان» سینا جهان آبادی نوازنده کمانچه، آزاد میرزاپور نوازنده تار، تار باس و عود، مهرداد ناصحی نوازنده صراحی، همایون نصیری نوازنده بندیر و داربوکا، حسین رضایی نیا و نگار اعزازی نوازنده دف، آنیتا هراتی نوازنده قانون، امید نیک بین نوازنده سنتور، امید نیک بین – مهرداد ناصحی – آیدین الفت (هم خوانان) گروه نوازندگان را تشکیل میدهند.
۱۴۰۰/۰۴/۱۲
ایلنا: نوای ساز ابداعی استاد شجریان در قطعه «سیراب شدم» شنیدنی شد
برچسبها: سیراب_شدم , آیدین_الفت , صراحی , مهرداد_ناصحی
