< . | مرداد ۱۴۰۰

.

درباره من
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند

               *****
خسرو آواز ایران، شاه بی تاج و ردا
تاجبخش شعر و موسیقی و آوا و نوا
نام زیبایش محمد، بعد از آن لفظ رضا
اهل خاک ضامن آهو، "علی موسی الرضا"
گوهر دوران و دهر، سیمرغ و ققنوس هنر
مرد قرآن و خط و نقاشی و ساز و صدا
چون گشاید هر دو لب را بهر آغاز سماع
آید از حلقش برون بانگ "نوا" و "ربنا"
حافظ آواز ایران داده اند او را لقب
مهر و خورشید فروزان هنر گشته ست نما
گر بود "حافظ" لسان الغیب شعر و شاعری
او بحق باشد سروش باطن احوال ما
"آریا" گر شعر تو بر صفحه دل خوش نشست
بی شک آن را دان ز یمن یوسف خوشنام ما
برچسب ها
نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: شنبه سی ام مرداد ۱۴۰۰ ساعت: 22:13

سپیده خداوردی

سپیده خداوردی به همراه پسرش مهمان یازدهمین قسمت از برنامه «شب نشینی» شدند. در زیر قسمتی از صحبت های وی را درباره شاگردی استاد شجریان آمده است:

هنرمند موسیقی کشور درباره یکی از سازهایی که می‌نوازد بیان کرد: ساز شهبانگ که ساز ابداعی استاد شجریان بود نماینده ساز کنترباس است با برخی تغییرات.

این شاگرد برجسته مرحوم محمدرضا شجریان درباره این استاد موسیقی ایران اظهار داشت: نمی‌توانم تصور نبودن استاد شجریان را داشته باشم چون 5 سال با ایشان زندگی کردم و مدام در تور بودیم. استاد شجریان نگاه به زندگی، ادبیات، گوش دادن به موسیقی و بسیاری دیگر از درس های بزرگ را به من آموخت که دنیایی بزرگ، زیبا، دوست داشتنی و سرشار از همدلی را بشناسم.

گفتنی است؛ برنامه «شب نشینی» از دوشنبه تا جمعه هر هفته ساعت 23:30 به وقت تهران و 21 به وقت وین بر روی آنتن شبکه جهانی جام جم می رود.

5 مرداد 1400

پرسون: صحبت های «سپیده خداوردی»؛ از شاگردی شجریان تا علاقه اش به اجرای کودک

موضوع: یاد ,
برچسب‌ها: سپیده_خداوردی
نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: دوشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۰ ساعت: 21:56

ابراهیم حقیقی

ترکیب چهره استاد شجریان با نقش گل و مرغ ایرانی

گرافیست: ابراهیم حقیقی

موضوع: عکس , طراحی و چاپ ,
برچسب‌ها: ابراهیم_حقیقی
نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: چهارشنبه بیستم مرداد ۱۴۰۰ ساعت: 21:41

نوازندگی علی قمصری در توس به یاد استاد شجریان

علی قمصری

ایسنا/خراسان رضوی علی قمصری، آهنگساز و نوازنده تار، در ادامه پروژه «تار ایرانی» با حضور در آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی در توس قطعاتی را به یاد استاد محمدرضا شجریان اجرا کرد.

این هنرمند موسیقی سنتی ایران با انتشار ویدوئی از این اجرا در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام، نوشت: «تار ایرانی در خراسان، بوی استاد شجریان بزرگ را به خود گرفت و به همراه گروه دف نوازان خراسانی، بخش‌هایی از قطعات «باران» و «شرنگ» را اجرا کردیم. بخش‌هایی از آلبوم ارزشمند «شب، سکوت، کویر» استاد کیهان کلهر که بر مبنای مقام‌های خراسان خلق شده است. شاید این نقطه جغرافیایی، مرکز ثقل عاطفه هنری‌ادبی ایرانیان است، چراکه بزرگانی در این‌جا آرمیده‌اند که زنده ماندن زبان و هنر پارسی مدیون ایشان است.

وی ادامه داد: حکیم توس، فردوسی، بزرگترین پارسی‌سرا و حماسه‌آفرین ایران زمین و خالق شاهنامه، مظهر هویت‌طلبی فرهنگی بود که با نگاهی به آئین زروان، مهرپرستی و مزدیسنا، در دوره‌ای که ادبیات غنایی مرسوم بود، حماسی‌گو شد و در فضای ضد پارسی آن زمان به زبان پارسی اعتبار و قوامی تازه بخشید.

قمصری افزود: توس، شهر ادب و هنر و تاریخ، واقع در خراسان رضوی، یکی از شانزده سرزمین مقدس معرفی شده در اوستا و یکی از پایتخت‌های پارت‌ها، زادگاه مفاخری مانند جابر بن حیان، دقیقی، فردوسی، شیخ توسی، اسدی توسی، محمد غزالی، خواجه نظام‌المک توسی و خواجه نصیرالدین توسی و ... بوده است.

وی اضافه کرد: این اجرا را با عشق به روح استاد شجریان تقدیم می‌کنیم.

۲۸ تیر ۱۴۰۰

ایسنا: نوازندگی علی قمصری در توس به یاد استاد شجریان

موضوع: یاد , موسیقی ,
برچسب‌ها: علی_قمصری , تار_ایرانی
نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: جمعه پانزدهم مرداد ۱۴۰۰ ساعت: 20:49

فرهاد آییش

آوای ایرانیان: فرهاد آییش که این روزها مشغول آماده‌سازی نمایش «چمدان، چمدان» است،‌ از ساخت یک قطعه موسیقی رپ با خوانندگی خودش برای تبلیغ این نمایش خبر داد و با ادای احترام به محمدرضا شجریان گفت: این نمایش را با تمام قلبم به این هنرمند تقدیم می‌کنم.

به گزارش آوای ایرانیان، این هنرمند تئاتر که نمایش«چمدان، چمدان» را با دو نمایشنامه از خودش و کوبو آبه نویسنده ژاپنی اجرا می‌کند،گفت: این روزها در کنار تمرین نمایش، روی یک قطعه موسیقی در سبک رپ کار می‌کنیم که شعر آن را امیر سلطان احمدی سروده و شعر بسیار خوبی است و احتمالا این ترانه توسط من، امیر سلطان احمدی و محمد بحرانی (صدا پیشه و عروسک گردان جناب خان) اجرا می‌شود.

آییش ادامه داد: با همه علاقه و احترامی که برای موسیقی رپ دارم، چون خودم رپر نیستم، حضورم در این موقعیت می‌تواند کمیک و خنده‌دار به نظر بیاید. البته قرار است این ترانه در فضای مجازی منتشر شود و در واقع به نوعی معرفی کار است چون قصد داریم با یکسری برنامه‌ها، مخاطبان را از پیش با نمایش آشنا کنیم و این قطعه هم در راستای همین هدف ساخته می‌شود.

به گفته او قرار نیست این قطعه در اجرای نمایش پخش شود اما احتمال دارد بعد از پایان نمایش، هنگام خروج مخاطبان از سالن شنیده شود.

آییش که بیست و اندی سال پیش نمایش «چمدان» را در آمریکا اجرا کرده است، با اشاره به بهره‌گیری پیش درآمد آن نمایش از یکی از قطعات محمدرضا شجریان، یادآور شد: در آن اجرا از پیتر جاسپر سانیکسون که یکی از بزرگترین آهنگسازان و دوستانم بود، خواستم برایم آهنگی بسازد که استحاله یک فرهنگ سنتی و غنی را روایت کند و او از من خواست یک موسیقی بسیار غنی و سنتی ایران را به او معرفی کنم و چه کسی غنی‌تر و بهتر از محمدرضا شجریان؟، آن زمان قطعه‌ای از استاد شجریان را به او دادم و پیتر تا آخر عمرش عاشق موسیقی سنتی ایران و خود ایران ماند.

این بازیگر و کارگردان ادامه داد: پیتر روی قطعه کوتاه استاد شجریان آهنگی ساخت که نشان می‌داد که چگونه یک فرهنگ سنتی اما غنی در وانفسای قرن بیست و یکم استحاله می‌شود و کسانی را که به سنت‌ها تکیه دارند از خود دور می‌کند. این پیش درآمد اوج نمایش ما بود که اولین لحظه کار پخش می‌شد و حالا هم همین قطعه را پخش خواهیم کرد و با تمام قلبم این نمایش را به این هنرمند هدیه می‌کنم.

آییش اطمینان داد که این قطعه و پیش درآمد مورد توجه تماشاگران قرار خواهد گرفت.

کارگردان نمایش های «هفت شب با مهمان ناخوانده» و «پنجره‌ها» همچنین از ساخت دو قطعه انیمیشن به عنوان یکی دیگر از بخش‌های نمایش «چمدان،چمدان» خبر و توضیح داد: از دو زاویه با انیمیشن کار می‌کنیم؛ یک قطعه انیمیشن که حدود سه دقیقه است، در میان کار پخش می‌شود که بعدا بیشتر درباره آن توضیح می‌دهم و در کنار آن یکسری انیمیشن‌های دیگر داریم که در فضای مجازی و پیش از اجرا به مخاطب ارائه می‌دهیم و با این اطلاعات، تصاویر و موسیقی، حوزه تبلیغات نمایش را در فضای مجازی طراحی می‌کنیم.

او اضافه کرد: هدف ما این است که پیش از ورود مخاطب به سالن،حجم چمدان در ذهنش شکل گرفته باشد.

آییش با اشاره به یکی از اشعار سهراب سپهری با این مضمون که « واژه باید خود باد،‌ واژه باید خود باران باشد»، افزود: سهراب توانست در اشعارش این مفاهیم را به یاد خواننده بیاورد. ما هم امیدواریم بتوانیم با چمدان و کارهایی که پیش از اجرای نمایش روی صحنه انجام می‌دهیم، مفهوم چمدان را با همه رمز و رازهایش در ذهن مخاطب شکل بدهیم و بسیار علاقه مندیم این اسم از اندازه یک لغت فراتر برود و هر کس تفسیر ‌،نگاه و معنای خود را از آن دریافت کند. امیدواریم بتوانیم همه تفاسیر را تحریک کنیم و موسیقی نمایشمان هم باهمین نگاه کار می‌شود.

بازیگر نمایش «سقراط» اضافه کرد: شعارهای مختلفی هم در ارتباط با چمدان را انتخاب کرد‌ه‌ایم که یکی از آنها چنین است «شما نمی‌توانید خاطره‌هایتان را با چمدان جابه جا کنید چون چمدان خودش خاطره‌ای بزرگ است»

وی یادآور شد: برای خود من چمدان گویی سفر انسان است در طول زندگی. یعنی یک نگاه نیمه فلسفی هم دارم؛ رفتن‌ها و سفرها و رمز و رازی که هر یک از چمدان‌ها برای خود دارد، برایم خیلی جذاب است. در شروع کار بیشتر بعد سیاسی اجتماعی و مساله مهاجران ایرانی در خارج از کشور، ذهن مرا مشغول به خود کرده بود. اما به مرور بعد بزرگتری پیدا کرد. نگاهم استحاله‌ی انسان امروز است که بین سنت و مدرنیته سرگردان شده و از خود و دیگران بیگانه شده، انسانی که سرگشته و تنها شده است.

آییش که در اجرای این نمایش با نگار نعمتی به عنوان طراح لباس همکاری دارد، با ابراز خرسندی از این همکاری اضافه کرد: دستش را کاملا باز گذاشته‌ام که تا مرز فشن هم برود به ویژه در نمایشنامه «چمدان» کوبو آبه این آزادی وجود دارد البته تا جایی که از مفاهیم نمایش خارج نشود.

این کارگردان تئاتر که در این اثر در کنار نمایشنامه «چمدان» نوشته خودش نمایشنامه «چمدان» اثر کوبو آبه را نیز اجرا می‌کند، در پاسخ به این پرسش که چرا کوبو آبه برخلاف موراکامی در ایران خیلی شناخته شده نیست؟ توضیح داد: ترجمه کارهای او بسیار دشوار است و فکر می‌کنم باید همراه با اقتباس باشد تا از سوی مخاطب دریافت شود. من هم وقتی این نمایشنامه را ترجمه و اجرا کردم، قدری درآن دخالت کردم و به همین دلیل به کلمه مترجم بسنده نکردم بلکه عنوان ترجمه و اقتباس را انتخاب کردم.

کارگردان «پنجره ها» و «تق صیر» کوبو آبه را یکی از سرشناس‌ترین نویسندگان سوررئالیست معاصر خواند و تاکیدکرد: اگر این نویسنده در ایران شناخته نشده، به این دلیل است که متریال‌هایش در دسترس نبوده یا شاید از فرهنگ ما دور بوده است.

او ابراز تاسف کرد: حیف است کوبو آبه را در ایران نمی‌شناسیم. البته او نویسنده‌ای متعلق به دهه ۶۰ است و شاید با معیارهای مدرن و پست مدرن امروز متفاوت باشد. نه تنها نگاه او بلکه کل سوررئالیست در جهان امروزه قدری متفاوت است. همچنان که تابلوهای سالوادور دالی هم برای ما امروزی نیست اما برای معرفی نویسنده‌ای مانند کوبو آبه بهتر است با وفاداری به او ،‌ المان‌های امروزی را هم در آثارش دخیل کنیم. با این شیوه درک و دریافت کار او برای مخاطب آسان‌تر می‌شود. همانطور که حتی باید در کارهای یونسکو هم تغییراتی ایجادکنیم، هرچند که همیشه یونسکو نویسنده بزرگی خواهد ماند.

آییش در عین حال ادامه داد: اجرای ما از متن کوبو آبه هم سورئالیست است و بیش از آگاهی، با ضمیر ناخودآگاه ارتباط داریم به همین دلیل سعی کردم اجرا به گونه‌ای باشد که با ضمیر ناخودآگاه مخاطب ارتباط برقرار کند.

نمایش «چمدان،چمدان» دو نمایش همراه است که با کارگردانی فرهاد آییش بهمن و اسفند امسال در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر به صحنه می‌رود.

یکی از نمایش‌نامه‌ها نوشته خود آییش است و دیگری متنی از کوبو آبه نویسنده ژاپنی است. طراحی صحنه این نمایش را منوچهر شجاع برعهده دارد و مازیار تهرانی به عنوان طراح پوستر با اجرای این نمایش همکاری دارد. همچنین مهدی آشنا عکاس این نمایش است.

۲۳ دی, ۱۳۹۴

آوای ایرانیان: “رپ خوانی” فرهاد آییش برای محمدرضا شجریان

نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: یکشنبه دهم مرداد ۱۴۰۰ ساعت: 20:12

فولاد

ما قول های زیادی به هم داده بودیم،

مثلا قول داده بودی چشم هایت برای من باشد و
خنده هایت فقط دل من را به قنج بیاورد،
من گونه های نرمم را برای تو کنار بگذارم،
تو چالِ دیوانه کننده ات را برای من،
من صدایم را که زیر لب شجریان می خواند و
تو صدای ظریفت که اسمم را ترانه می کند،
من شانه هایم را برای تو و تو غرق شدن در موهایت را برای من،
من بازوهایم را برای چرخاندنت زیر باران،
تو دست هایت را برای بازی کردن روی صورت من،
مثلا قول داده بودیم که طپش قلب تو شب ها لالایی من باشد و....
و من حالا نمی دانم که تو کجایی،
چه می کنی،
برای که هستی و به چه کسی قول می دهی
و ما آدم ها چقدر بد قولیم.

فولاد

۱۷ بهمن ۱۳۹۶

ویسگون

نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: سه شنبه پنجم مرداد ۱۴۰۰ ساعت: 19:32

حامد حسینخانی

به دوردست‌های فرهنگ و تمدن ایران که نگاه می‌کنیم، همزادهایی را می‌یابیم که یا از بطن تمدن خودمان زاده شده‌اند، یا نتیجۀ پیوند با دیگر فرهنگ‌ها و تمدن‌های کهن بوده‌اند؛ چراکه به قول «هرستفلد» ایران مرکز تمدن‌های باستان بوده است. پس دور از باور نیست که در کنار داشته‌های خود، دستاوردهای فرهنگی و هنری تمدن‌های باستانیِ شرق و غرب را ستانده و پروانده باشد. به گفته «دکتر محمود مدبری» یکی از هنرهای بزرگِ ایرانیان در طول تاریخ، اقتباس‌گری بوده است. این داد و ستدها به‌ویژه در قلمرو عناصر فرهنگی مهمی، چون زبان، خط و به دنبال آن ادبیات، رخ داده است و البته در عرصه‌ی انواع هنرها ازجمله موسیقی نیز. جادۀ ابریشم، به‌عنوان شاه‌راهِ ارتباطی تمدن‌های قدیم، گواهی محکم بر این ادعاست. باری، اکنون قصد کاویدنِ این تعامل‌ها نیست‌؛ اما در این سرزمین، دو همزادِ شعر و موسیقی ماجرایی دور و دراز دارند. این هر دو از عناصر پایه‌ایِ هویت‌سازِ فرهنگ و تمدن ما هستند. می‌دانیم ما پیش از آنکه، ادبیات مکتوب و شعرِ رسمی داشته باشیم، سده‌ها و بلکه هزاره‌ها ادبیات شفاهی را تجربه کرده‌ایم. شاید عمرِ عصرِ ادبیاتِ شفاهی ما از حدود ۵۰۰۰ هزار سال قبل از میلاد، یعنی حتی پیش از تمدن مادها در ایران تا روزگارِ اشکانیان باشد و بعد از آن آرام‌آرام نشانه‌های ادبِ مکتوب را می‌بینیم، به‌ویژه در روزگارِ ساسانیان. ادبیات مانوی و پهلوی و...

به هر روی، در آن دورانِ طولانیِ شفاهی، هر چه انواعِ شعر و شعرگونه خلق شده است، طبیعتاً در ساحتِ گفتار و شنیدار زیست می‌کرده و سینه‌به‌سینه و نسل به نسل تکامل و تکوّن می‌یافته است.

بدیهی است هر پدیده‌ی شنیداری، اگر بخواهد استمرار پیدا کند و پذیرفتی باشد، گریزی جز گوش‌نواز بودن و خوش‌آهنگ بودن ندارد. به عبارتی دیگر شنیدارِ زیباشناسانه؛ قابلیتِ تدوام و تکامل دارد. درست همینجاست که نسبتِ ذاتی و خونیِ شعر و موسیقی رخ می‌نمایاند. اصولاً شعرگونه‌های عصر شفاهی را ترانه‌واره‌هایی می‌دانیم که بر اساس ظرفیت‌ها و ویژگی‌های آوایی و موسیقاییِ زبانِ های کهن، ریتم و ملودی و آهنگ، جزوِ عناصر اصلی آن شعرگونه‌ها در تمامِ دوران ادبِ شفاهی ما بوده است. انواعی چون ترانه‌خواب‌ها (لالایی‌ها)، ترانه‌کارها، ترانه‌بَزم‌ها، ترانه‌رَزم‌ها و ترانه‌نیایش‌ها از این جمله‌اند. بعد از آنکه ایرانیان بخشی از داشته‌های فرهنگی دورانِ شفاهی خود را به‌تدریج مکتوب کردند، از همۀ انواعِ شعرگونه‌های بالا، نمونه‌هایی ثبت و ضبط شد؛ مثلاً نمونۀ بسیارِ اصیل و مهمِ ترانه‌نیایش‌های ما، بخشِ «گاهانِ» یسنا، کتابِ اولِ اوستاست. باری، مقصود این است که اصولاً در تبارشناسی شعر به موسیقی می‌رسیم؛ چون شعر امری شنیداری بوده و طبعاً با ریتم و لحن و ملودی خلق و اجرا می‌شده و این سنت قرن‌ها حتی تا زمان ظهورِ شعر رسمی و مکتوبِ ما در دورۀ سامانیان در سنتِ خنیاگری ادامه یافته است؛ مثلاً رودکی که بزرگترین شاعر این عصر بوده، یک خنیاگر تمام‌عیار است که شعر را نمی‌گفته، بلکه می‌سروده است؛ یعنی هم‌زمان کلامِ شعری را با ریتم و ملودی درمی‌آمیخته، می‌خوانده و ساز هم می‌نواخته است.

هنوز که هنوز است این ذائقه در ما ایرانیان بسیار پررنگ است؛ یعنی موسیقی با کلام را بر موسیقیِ بی‌کلام و شعرِ موزون را بر شعر بی‌وزن، ترجیح می‌دهیم.

بحث در رابطه با نسبت و پیوند شعر و موسیقی فراوان است؛ اما از دوره‌های گذشته تا امروز در حوزۀ موسیقیِ ایرانی، به‌طور تخصصی، موسیقیِ آوازیِ ما با شعر پارسی همراهی و پیوند ناگسستنی داشته است. این هر دو به هم وابسته و مدیون‌اند. در مکتب آوازیِ اصفهان، اصالت با شعر است و خواننده تمامِ نبوغ و هنر خود را به کار می‌گیرد تا شعر را به زیباترین و رساترین شکل تحویل مخاطب بدهد؛ از آن سو هر شعری که این اقبال و قابلیت را داشته باشد که در کسوت آواز یا تصنیفی گوش‌نواز ارائه شود، در حافظۀ شنیداری و فرهنگی بسیاری از مردمان ثبت و وارد متن زندگی می‌شود.

اینجاست که نقش هنرمندانِ عرصۀ آواز و خوانندگانِ ممتاز در شناساندن و ترویج شعر فارسی در میان اقشار مردم آشکار می‌شود. تجربۀ تاریخی نشان می‌دهد، هر شاعری که شعر او بیشتر موردِ اقبال آوازخوانانِ موفق بوده است، ژرف‌تر و بیشتر در دل مردم جای گرفته است. در چند دهۀ اخیر، مصداقِ این توفیقِ دوسویه، هنرمند ملی ما، استاد «محمدرضا شجریان» است. بررسی آثارِ این استادِ موسیقی نشان می‌دهد که شاهکارهای آوازی او همه بر شعر شاعرانِ مهمِ گذشته و در مواردی شاعرانِ امروز استوار شده است. همین امر، این شعرها را از دهۀ ۵۰ تا امروز به گوشِ بخش گسترده‌ای از مردم ایران رسانده و ذائقۀ ادبی و هنری آنان را پرورده است.

خوب به خاطر دارم، دوران کودکی من که در دهۀ ۶۰ و در روستا می‌گذشت، سراسر شعر بود. زنده‌یاد، پدرم که معلم و شاعر بود، در کنار کتاب‌های فراوان، سالی یکی دو بار، آلبومی از آثارِ استاد شجریان یا به‌ندرت برخی دیگر را تهیه می‌کرد و همگی هفته‌‌ها و ماه‌ها سرشار از ذوقِ بارها شنیدنِ آن بودیم. من به همین سبب، تعدادی از شعرها و غزل‌های کم‌نظیرِ پارسی را کلمه به کلمه و بیت به بیت، با طنین صدایِ جادویی شجریان، حفظ شده بودم که تا هنوز همراهِ من‌اند.

غزل‌های «سعدی»، «حافظ»، حتی «عطار»، «سایه» و رباعی‌های «خیام» و دوبیتی‌های «باباطاهر»، نیمایی‌های «نیما» و «اخوان».

آثاری چون نوا و مرکب‌خوانی، بیداد، دستان، دودِ عود، همایون مثنوی، ماهور، آستانِ جانان، در خیال، رسوای دل، قاصدک، آذرستون، یاد ایام، شب سکوت کویر و...

شجریان بسیار هوشمندانه شعرها را برمی‌گزیند و شکوهمندانه می‌خواند و این دقت در انتخاب و زیبایی در اجرا، در رویدادهای گوناگونِ تاریخ معاصر، هنر او را تبدیل به زبانِ گویای مردمَش کرده است.

باری، آوازِ شکوهمند و خلاقانۀ شجریان که ریشه در تمام اصالت‌های فرهنگی ما داشته است و عصارۀ موسیقی دیرپای آوازی ما، بزرگترین روایِ ملی شعر پارسی در نیم قرنِ اخیر بوده است و البته خود این هنرمندِ هوشمند، از شعر و غزلِ فاخرِ فارسی، بیشترین بهره‌ها را نصیبِ خویش و موسیقی این سرزمین کرده است. نوشِ هر این دو همزاد؛ یعنی شعر و موسیقی باد!

ماهنامه فرهنگی، اجتماعی سرمشق

سال پنجم :: شماره چهلم :: فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۹

حامد حسینخانی: آواز شکوهمند استاد شجریان ریشه در اصالت‌های فرهنگی ما دارد