< . | خرداد ۱۴۰۰

.

درباره من
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند

               *****
خسرو آواز ایران، شاه بی تاج و ردا
تاجبخش شعر و موسیقی و آوا و نوا
نام زیبایش محمد، بعد از آن لفظ رضا
اهل خاک ضامن آهو، "علی موسی الرضا"
گوهر دوران و دهر، سیمرغ و ققنوس هنر
مرد قرآن و خط و نقاشی و ساز و صدا
چون گشاید هر دو لب را بهر آغاز سماع
آید از حلقش برون بانگ "نوا" و "ربنا"
حافظ آواز ایران داده اند او را لقب
مهر و خورشید فروزان هنر گشته ست نما
گر بود "حافظ" لسان الغیب شعر و شاعری
او بحق باشد سروش باطن احوال ما
"آریا" گر شعر تو بر صفحه دل خوش نشست
بی شک آن را دان ز یمن یوسف خوشنام ما
برچسب ها
نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: یکشنبه سی ام خرداد ۱۴۰۰ ساعت: 13:28

محمدرضا شجریان؛ راز مانایی یک اسطوره - 1

نگاهی به تعدادی از آثار شاخصِ «محمدرضا شجریان» با حضورِ هنرمندانِ برجسته‌ی موسیقی ایران - بخش اول

اثری از: 

سایت موسیقی ما

محمدرضا شجریان

گزارش: 

سما بابایی

تدوین: 

بهار احمدی

موسیقی ما - از آن پنج‌شنبه‌ی نامیمونِ هفدهم مهرماه، چند روزی گذشته است؛ اما نه‌تنها جامعه‌ی موسیقی که ایران هنوز در بهتِ از دست‌دادنِ‌ آوازخوانی است که نقشش در فرهنگ و هنر این سرزمین، نه‌تنها تعالی‌بخشی به موسیقی سنتی ایران بود که فراتر از آن به عنوانِ‌ یک اسطوره ایفای نقش کرد.

اما محدود کردن «محمدرضا شجریان» به جسمِ خاکی‌‌اش، بی‌توجهی به میراثِ مهمی است که او برجای گذاشته است که به قولِ آن شاعرِ تاجیک: «مگر خورشید می میرد؟» حنجره‌ی او با آثاری که برجای گذاشته است؛ تا ابد در این سرزمین طنین‌انداز است که آوازهای‌ش، تجلی تمام آلام و عظمت‌های مردم این سرزمین بود. صدای آسمانی‌ او برای همیشه در کویر و دشت و فلاتِ این سرزمین جاری خواهد ماند.

«موسیقی ما» با حضور بهداد بابایی، جلیل عندلیبی، حسین علیزاده، حمیدرضا نوربخش، سحر محمدی، سیامک آقایی، مانی جعفرزاده، مجید درخشانی، محمد رحمانیان و محمدعلی چاوشی تعدادی از آثار شاخصِ او را بررسی کرده است.

موسیقی ما: محمدرضا شجریان؛ راز مانایی یک اسطوره - 1

موضوع: یاد , کلیپ , نقد و نظر ,
برچسب‌ها: موسیقی_ما , اسطوره
نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: سه شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۰ ساعت: 13:6

محمدرضا چلچله

روایتی دست اول از ورود محمدرضا شجریان به تیتراژنویسی و البته آوازهایش در چند فیلم

آن عکسی که محمدرضا شجریان، تنگ و سرخوشانه پرویز پرستویی را در آغوش گرفته، برای تبختر و خوش‌به‌حالی «سینما» کفایت می‌کند. شجریان باز هم با سینمایی‌ها حشر و نشر داشته، چه آن زمان که برای بازدید به پشت صحنه «مینای شهر خاموش» رفت و با آقای بازیگر دیده‌بوسی کرد و چه آن وقت که با اصغر فرهادی و همایون و رایان شجریان، با شور و هیجان نشسته بود پای بازی فوتبال ایران و بوسنی در جام جهانی ۲۰۱۴.

شجریان به قدری به سینما علاقه داشت که وقتی برای دریافت تندیس افتخار در نهمین جشن خانه سینما در شهریور ۸۴ روی صحنه تالار وحدت رفت و کنار امین تارخ ـ طاهرخان بحر نورِ «دلشدگان» ـ قرار گرفت، تصنیف محبوب خودش را برای خواندن برگزید که به وقت تنهایی زمزمه می‌کرد: «مرا عاشقی شیدا فارغ از دنیا تو کردی... تو کردی...»
از دیگر مصادیق دلبستگی و پیوند «دماوند موسیقی ایران»، خواندن برای «دلشدگان»، استفاده از صدایش در «ابجد» و «زمستان است» و البته خطاطی تیتراژ دو فیلمفارسی محض به نام‌های «قلاب» (قلاب کمر) و «رضا چلچله» است.

۱. دلشدگان/ ۱۳۷۰
دلبر برفت و...
«دلشدگانِ» علی حاتمی اولین و تنها فیلمی است که محمدرضا شجریان برای آن خواند و بعداً تصانیف و آوازهای او در این فیلم همراه افزوده‌هایی در قالب آلبومی به همین نام منتشر شد. تیتراژ آغازین و پایانی این فیلم از جمله عنوان‌بندی‌های فکرشده و خوب‌اجراشده سینمای ایران است و وقتی استاد یوسف سازساز (علی‌اصغر گرمسیری) مشغول کار است، نام عوامل فیلم بر تصویر نقش می‌بندد.‌

۲. ابجد/ ۱۳۸۱
امکانِ هنر
«ابجد» دومین فیلمی است که از صدای شجریان بهره می‌برد، البته هیچکدام از تصانیف و آوازهای اثر اختصاصی نیست و از خوانده‌های قبلی او استفاده می‌شود؛ «دولت عشق»، «ایران ای سرای امید» و.... این فیلم ابوالفضل جلیلی به‌دلیل مشابهت‌هایی که میان شخصیت اصلی و نوجوان فیلم (امکان) با بخش‌هایی از زندگی شجریان دارد، جالب توجه است و حضور صدایی او را توجیه می‌کند. شجریان هم در مقطعی برای فعالیت در هنر با مخالفت خانواده روبه‌رو شد، هم در مقطعی تابلونویسی می‌کرد.‌

۳. زمستان است/ ۱۳۸۴
هوا دلگیر درها بسته
«زمستان استِ» رفیع پیتز که اصلاً به مهدی اخوان ثالث تقدیم شده، سومین و آخرین فیلمی است که به شکل مهم و تعیین‌کننده‌ای از صدای شجریان استفاده می‌کند. بااینکه قصه فیلم برگرفته از داستان «سفر» محمود دولت‌آبادی است، اما انگار همه چیز براساس آواز شجریان و شعر اخوان ثالث شکل گرفته و فیلم بدون این دو قطعاً چیزی کم دارد. تیتراژ پایانی هم که مزین به «سلانه» حسین علیزاده است. اصلاح می‌کنم؛ بدون این سه.‌

تیتراژ نویسی‌های شجریان در سینما

۴.  «قلاب» و «رضا چلچله»/ ۱۳۵۰
چه شد که شجریان وارد دنیای تیتراژ شد؟

به‌تازگی عباس بهارلو منتقد فیلم و پژوهشگر سینما در صفحه شخصی‌اش در اینستاگرام، با ذکر مثال اشاره کرد که شجریان در سال ۵۰، خطاط تیتراژ فیلم‌های «قلاب» و «رضاچلچله» بود. شجریان یک سال قبلش رتبه ممتازی در خوشنویسی به دست آورده بود و هنوز با نام مستعار سیاوش بیدگانی به‌عنوان خواننده با رادیو همکاری می‌کرد. نکته جالب این‌که تهیه‌کننده و بازیگر نقش اصلی هر دو فیلم رضا بیک‌ایمانوردی بود. محمد بانکی تهیه‌کننده، کارگردان، بازیگر و عکاس ۷۶ ساله که عکاس هر دو فیلم بود، درباره دلیل همکاری شجریان ۳۱ ساله در این کارها به «ایران جمعه» می‌گوید: «آقای بیک، راننده‌ای مشهدی به‌نام کریمی داشت که بعداً مسئول پخش استودیو آربی شد. او با آقای شجریان دوست بود. برای همین هم ایشان را برای نوشتن تیتراژ معرفی کرد.» وقتی از بانکی می‌پرسیم که آیا بیک و شجریان دیداری با هم داشتند یا عکس مشترکی از آنها موجود است؟ جواب می‌دهد: «آن‌موقع آقای شجریان معروف نبود. ممکن بود وقتی ایشان برای دیدن آقای کریمی به استودیو می‌آمد، آقای بیک را هم می‌دید اما بعید می‌دانم عکس مشترکی از آنها موجود باشد.» این را که شجریان بعدها هیچ وقت اشاره‌ای به حضور خطاطانه‌اش در این دو فیلم نکرد، احتمالاً باید به سطح کیفی پایین و فضای فیلمفارسی آنها مربوط بدانیم. از نکته‌های جالب تیتراژ فیلم «قلاب» یکی هم این است که شجریان با خط نستعلیق اسم دو خواننده پرآوازه آن زمان را نوشت: پوران و عهدیه که ترانه‌هایی در این فیلم می‌خوانند. آن‌موقع شاید هیچ کس حتی خود شجریان نمی‌دانست که خطاط آن دو فیلم، در آینده، به خواننده‌ای درخشان در موسیقی تبدیل می‌شود. او سال‌ها قبل‌تر از اینکه اسم پوران را با خط خوش در تیتراژ یک فیلمفارسی بنویسد هم از یک شب تا صبح سعی کرده بود، آهنگ «ای سیمین بر عشوه مکن» پوران خانم را با سنتور بزند.

و سر آخر ایـــن‌که

یکی از نکته‌های بامزه کارنامه شجریان در تیتراژنویسی هم مربوط به آخر فیلم «رضا چلچله» می‌شود. شجریان که خطش در تیتراژ اول، هماهنگی جذابی با عنوان‌بندی کارتونی با طراحی قاسمی‌وند (به‌عنوان سازنده تیتراژ) دارد، در آخر عنوان‌بندی پایانی، (حتما بنا به خواسته بیک) با خط نستعلیق می‌نویسد: خدا نگهدار، بزودی دیدار ما در فیلم «رضا چلچله و چراغ جادو». اما هرگز قسمت دوم این فیلم ساخته نشد. اگر هم ساخته می‌شد، شجریان دیگر به‌قدری در موسیقی و آواز معتبر و متبحر شده بود که نیاز به چیره‌دستی و خوشنویسی برای سینما نداشت.

1399/08/02

ایران جمعه: محمدرضا چلچله

نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: سه شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۰ ساعت: 12:37

رمیکس دلشدگان

  • عنوان اثر: دلشدگان 18 (ریمیکس علی لبیکی)
  • موضوع: ریمیکس
  • خواننده: محمدرضا شجریان
  • تنظیم: علی لبیکی
  • سبک: سنتی
  • تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۹۷
موضوع: موسیقی ,
برچسب‌ها: دلشدگان , علی_لبیکی , رمیکس
نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: پنجشنبه بیستم خرداد ۱۴۰۰ ساعت: 12:6

فاطمه عزیزی

پرتره استاد شجریان پاستل گچی ۵۰ در ۷۰

فاطمه عزیزی

100 هنر

موضوع: پرتره ,
برچسب‌ها: فاطمه_عزیزی
نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: شنبه پانزدهم خرداد ۱۴۰۰ ساعت: 12:5

محمدصادق رحیمی

محمد صادق رحیمی از علاقمندان و دلدادگان استاد شجریان بود که چندی پیش درگذشت. به وصیت او بر روی سنگ مزارش درج شده: «هم عصر شجریان بود.»

۱۴۰۰/۰۳/۱۲

نشان: سنگ قبر متفاوت طرفدار استاد شجریان

موضوع: یاد , عکس ,
برچسب‌ها: محمدصادق_رحیمی , هم_عصر_شجریان
نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: دوشنبه دهم خرداد ۱۴۰۰ ساعت: 11:17

محمدرضا تحقیقی احمدی

ای مرغ خوش الحان بخوان بار دگر از بهر ما
با صوت داودی خود جان بخش، بر این مرده ها
این داغ را تر کن زنو آتش بزن بر این قفس
از جور صیادان بگو بر خیز و سر کن ناله ها
بشکن سکوت شب در این دشت و کویر لم یزل
ابر بهاران را بگو بارد به حال زار ما
رخساره های عاشقان گلگون شده از خون خود
آبانمان رنگین شده از خون این آلاله ها
پیمانه ها مان پر شده از خون دل در این قفس
بیداد را آواز کن ای خسرو آواز ما
آتش سوار دشت غم برجه ز نو از این حصار
تا بردمد خورشید نو از توس جان ای عاشقا
دل تنگ فریاد تواییم در این شبستان سکوت
باز آن نوا ترکیب کن از بهر خلق بی نوا
تو هم نوا با بم شدی در شوره زار بی کسی
اکنون بیا هم دم بشو با از نفس افتاده ها
اندر طریق عشق هم آوازها سر داده ای
با عاشقان همدم شدی ای مونس دلداده ها
پیوند تو با مهر بود در مهر پیدا آمدی
هم کوچ ات اندر مهر شد ای مهربان با صفا
در آستان جان همی در انتظارت دل نشست
تا کی ز بستر بر جهی بار دگر تو ای کیا
غافل از آن که رجعتی نبود دگر در کار تو
هجران گزیدی زین قفس فُرقت نمودی خسروا
آرام جان ما بُدی اندر زمستان و خزان
آرام جان ما شد و پا وا کشید از کار ما
اندر خیالم روز و شب یادت همی پرورده ام
واگو که چون باور کنم هجرانت ای اهل وفا؟
تو هم صدا با خَس شدی خاشاک را همره شدی
از مردمت در رنج و غم یک دم نبودی تو جدا
افکار را مشعل شدی فرهنگ را رهبر شدی
با مهر ورزی و خرد پرورده ای اندیشه ها
فرهنگ از تو زنده شد،اهل هنر پاینده شد
ای خوش زبان مشهدی فخر همه همشهریا
هان احمدی صد شکر گو چون دیدنش قسمت بشد
بودی دمی اندر بر شجریان خوش لقا

محمدرضا تحقیقی احمدی
۲۸ آبان ۹۹ در آستانه چهلمین روز فقدان خسرو آواز ایران زمین استاد محمدرضا شجریان علیه رحمه

موضوع: شعر ,
برچسب‌ها: محمدرضا_تحقیقی_احمدی
نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: چهارشنبه پنجم خرداد ۱۴۰۰ ساعت: 12:47

محمد جمشیدی

سعیده فتحی/شهرآرانیوز، نه این که بعد از این گفتگو به صرافت بیفتم که او کلا متفاوت است، نه! اما همیشه اولین چیزی که در وجودش جلب توجه می‌کرد همین تفاوت بود. باید خبرنگار باشی تا متوجه شوی وقتی با بازیکنی مصاحبه می‌کنی و او ناگهان از جهانی دیگر از ورای کتاب‌ها، نویسندگان، فلاسفه، روانشناسان، متفکران، موسیقی‌دانان و ... حرف می‌زند، چه حال خوبی به تو دست می‌دهد. دیگر احساس نمی‌کنی کسی که مقابلت نشسته دنیایش تنها یک توپ گرد است، نه بعضی دنیا‌ها عجیب بزرگ و دوست‌داشتنی است. اینکه در جامعه‌ای که سرانه مطالعه‌اش چیزی شبیه یک شوخی بی‌مزه است، تو حق داری وقتی بازیکن تیم ملی از تالیفات «اروین دیوید یالوم» حرف می‌زند، طوری او را خیره خیره نگاه کنی انگار میانه رویایی در نیمه شبی تابستانی هستی! اما تو و او در ماورای خیال نیستید! من و منی می‌کنی و بعد نام چند کتابی را که از یالوم خواندی می‌آوری و این بار اوست که مبهوت نگاهت می‌کند! کسی چه می‌داند، شاید اگر او هم قرار باشد این مصاحبه را جایی ثبت کند، متنی شبیه به چیزی که تو در نهایت بهت نوشتی بنویسد و او هم شگفت زده شود که خبرنگار ورزشی فلسفه و ادبیات داستانی بخواند... ناخواسته از یالوم به نیچه و اسپینوزا می‌رسید، نویسنده‌ای که تار‌هایی از زندگی‌نامه پرآشوب آرتور شوپنهاور را به دفاعیه‌های فلسفی از اپیکتتوس تا نیچه و در نهایت به جلسات بی‌وقفه روان‌درمانی گره زده است!
در روزگاری که بسکتبالیست‌های دنیا عاشق موسیقی رپ، هیپ هاپ و راک اند رول و .. هستند، او از عشق به موسیقی سنتی ایران می‌گوید و با احترام تمام از استاد بی‌مثال موسیقی سنتی ایران، محمدرضا شجریان حرف می‌زند. او گیتار برقی نمی‌زند و شیفته سنتور است و شاید بتوان او را خوش‌خط‌ترین ورزشکار ایران هم دانست.
این ورزشکار هنرمند، علاقه‌مند به فلسفه، روانشناسی، ادبیات و موسیقی کشورمان کسی نیست جز «محمد جمشیدی». همان بازیکنی که به تازگی جام قهرمانی لیگ برتر را بالای سر برد و کاپیتان تیم تاریخ ساز شهرداری گرگان شد. او با توپ هم بسکتبال را خطاطی می‌کند، می‌نوازد و بر سبد سوار می‌شود و با خطی زیبا و خوش واژه قهرمانی را بر صفحات تاریخ ورزش ایران، مکتوب می‌کند.
این یکی از خاص‌ترین گفتگو‌های من، دست کم طی چندسال گذشته با چهره‌های ملی و بازیکنان برجسته بود. دوست دارم واقعا تا واپسین کلمه‌اش همراه ما باشید.

*جزو ورزشکاران هنرمند به حساب می‌آیی کمی هم درباره هنرت صحبت کنیم. چه شد که سراغ خطاطی رفتی و از چه سنی شروع کردی؟
من خطاطی را از راهنمایی شروع کردم. یک دوست داشتم به اسم سید مهدی رضوی که با هم روی یک نیمکت در مدرسه می‌نشستیم و از روی دست او نگاه می‌کردم. من برای خطاطی کلاس نرفتم و چشمی یاد گرفتم و همین طور آرام آرام جلو آمدم و وقت‌های آزادم را با خطاطی پر کردم، اما اصلا خودم را خطاط نمی‌دانم و فقط خوش خط هستم.


*بیشتر چه زمان‌هایی خطاطی می‌کنی؟
بیشتر مواقعی که نیاز به آرامش دارم و وقتم آزاد است انجام می‌دهم، چون خیلی از آن آرامش می‌گیرم.

*اهل موسیقی هم هستی و سنتور هم میزنی، چرا این ساز را انتخاب کردی؟
بله، خیلی اهل موسیقی گوش هستم و حدود یک سالی هم هست که سنتور می‌زنم. ساز سنتور را از بچگی دوست داشتم و حدود ۸ سال پیش سنتور خریدم، اما تنبلی کردم تا یک سال پیش به خاطر همین شرایط کرونا وقت خوبی پیدا کردم تا جدی آن را یاد بگیرم.

*بیشتر چه زمان‌هایی موسیقی گوش میدی و چه سبک و خواننده‌ای را بیشتر دوست داری؟
من موسیقی اصیل ایران را دوست دارم و ۹۰ درصد موسیقی استاد محمدرضا شجریان و همایون شجریان را گوش می‌دهم. من تقریبا در اکثر دقایق در حال گوش دادن به موسیقی هستم و به محض سکوت موزیک می‌گذارم.

***متن کامل مصاحبه:

شهرآرانیوز: آن روی جمشیدی؛ خوش خطم، شجریان گوش می‌دهم، سنتور می‌زنم و کتاب فلسفی می‌خوانم!

۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۰

موضوع: یاد ,
برچسب‌ها: محمد_جمشیدی
نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: یکشنبه دوم خرداد ۱۴۰۰ ساعت: 12:28

در «سه‌نقطه» منتشر شد: «بهار دلکش رسید و وضع دل خزان‌طور»

سه نقطه

شماره جدید مجله «سه‌نقطه» (مکتوب طنز [+ جد] فارسی) با پرونده ویژه «بهار دلکش رسید و وضع دل خزان‌طور» و عکس روی جلد محمدرضا شجریان منتشر شد.

به گزارش ایسنا، در شماره بیست‌ودوم ماهنامه «سه‌نقطه» (مکتوب طنز [+ جد] فارسی) نویسندگان در پرونده‌ای ویژه با عنوان «بهار دلکش رسید و وضع دل خزان‌طور» به ستایش بهار پرداخته‌اند و همچنین در بخشی ویژه با نام رمضانیات از حال و هوای ماه مبارک رمضان نوشته‌اند.

در اولین یادداشت پرونده این شماره با عنوان «ما کهنه‌دوست‌ها» علی آینه‌ور سراغ تقابل میان نوشدگی و کهنه‌گرایی می‌رود. مریم نظامدوست در «فست‌فود و بانک و شوهرخاله و رئیس‌جمهور» به توصیف بهار و شرح انواع خواب در این فصل می‌پردازد. فاطمه خسروانی در «در بهار خطرناکیم آقا» رابطه بهار با مادران، مدارس پسرانه، شاعران و جوانان را شرح می‌دهد. مطلب بعدی با نام «پروردگار در آغاز یک باغچه آفرید» از مریم حسن‌نژاد، مطلبی مفصل درباره تصنیف بهار دلکش محمدرضا شجریان است و ظرافت‌های هنرمندانه‌اش. کوثر محبی در یادداشتی با عنوان «صائب، حاج‌فاطمه و چهار داماد قدبلند» قصه‌ مادربزرگی را تعریف می‌کند که شبیه بهار است. رضا میرجعفری در مطلب «بهاریه؟ نداریم» از این‌که چرا سرودن بهاریه در شاعران نسبت به سالیان گذشته کمرنگ‌تر شده می‌گوید. احسان حسینی‌نسب در متنی با نام «که انسان رنج است» رابطه میان بهار و رنج را شرح می‌دهد. آخرین یادداشت پرونده با عنوان «دیدن در پاییز» عاشقانه‌ای با مضمون بهاری است که محمد صاحبی آن را نوشته است.

ماهنامه «سه‌نقطه» با همکاری  شیما جوهرچی، طیبه دالایی، نفیسه رحمانی، حامد رضوی، محمد رفیعی، حسین شمس، سیدمحمد صاحبی، محمد صمدی، فاطمه فهیمی، مرتضی کاردر، سحر نحوی، فاطمه چاوشی و... و به مدیرمسئولی امید مهدی‌نژاد تولید و منتشر می‌شود.

بیست‌ودومین شماره «سه‌نقطه» در ۲۲۰ صفحه و با قیمت ۵۰هزار تومان در کتابفروشی‌ها و دکه‌های روزنامه‌فروشی و فروشگاه‌های آنلاین عرضه شده است.

۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰

ایسنا

موضوع: یاد ,
برچسب‌ها: مجله_سه_نقطه