
ای مرغ خوش الحان بخوان بار دگر از بهر ما
با صوت داودی خود جان بخش، بر این مرده ها
این داغ را تر کن زنو آتش بزن بر این قفس
از جور صیادان بگو بر خیز و سر کن ناله ها
بشکن سکوت شب در این دشت و کویر لم یزل
ابر بهاران را بگو بارد به حال زار ما
رخساره های عاشقان گلگون شده از خون خود
آبانمان رنگین شده از خون این آلاله ها
پیمانه ها مان پر شده از خون دل در این قفس
بیداد را آواز کن ای خسرو آواز ما
آتش سوار دشت غم برجه ز نو از این حصار
تا بردمد خورشید نو از توس جان ای عاشقا
دل تنگ فریاد تواییم در این شبستان سکوت
باز آن نوا ترکیب کن از بهر خلق بی نوا
تو هم نوا با بم شدی در شوره زار بی کسی
اکنون بیا هم دم بشو با از نفس افتاده ها
اندر طریق عشق هم آوازها سر داده ای
با عاشقان همدم شدی ای مونس دلداده ها
پیوند تو با مهر بود در مهر پیدا آمدی
هم کوچ ات اندر مهر شد ای مهربان با صفا
در آستان جان همی در انتظارت دل نشست
تا کی ز بستر بر جهی بار دگر تو ای کیا
غافل از آن که رجعتی نبود دگر در کار تو
هجران گزیدی زین قفس فُرقت نمودی خسروا
آرام جان ما بُدی اندر زمستان و خزان
آرام جان ما شد و پا وا کشید از کار ما
اندر خیالم روز و شب یادت همی پرورده ام
واگو که چون باور کنم هجرانت ای اهل وفا؟
تو هم صدا با خَس شدی خاشاک را همره شدی
از مردمت در رنج و غم یک دم نبودی تو جدا
افکار را مشعل شدی فرهنگ را رهبر شدی
با مهر ورزی و خرد پرورده ای اندیشه ها
فرهنگ از تو زنده شد،اهل هنر پاینده شد
ای خوش زبان مشهدی فخر همه همشهریا
هان احمدی صد شکر گو چون دیدنش قسمت بشد
بودی دمی اندر بر شجریان خوش لقا
محمدرضا تحقیقی احمدی
۲۸ آبان ۹۹ در آستانه چهلمین روز فقدان خسرو آواز ایران زمین استاد محمدرضا شجریان علیه رحمه
برچسبها: محمدرضا_تحقیقی_احمدی
