< قدرت الله کریمی تیموری: سر می دهد ناله ی زندانی خاک را

.

درباره من
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند

               *****
خسرو آواز ایران، شاه بی تاج و ردا
تاجبخش شعر و موسیقی و آوا و نوا
نام زیبایش محمد، بعد از آن لفظ رضا
اهل خاک ضامن آهو، "علی موسی الرضا"
گوهر دوران و دهر، سیمرغ و ققنوس هنر
مرد قرآن و خط و نقاشی و ساز و صدا
چون گشاید هر دو لب را بهر آغاز سماع
آید از حلقش برون بانگ "نوا" و "ربنا"
حافظ آواز ایران داده اند او را لقب
مهر و خورشید فروزان هنر گشته ست نما
گر بود "حافظ" لسان الغیب شعر و شاعری
او بحق باشد سروش باطن احوال ما
"آریا" گر شعر تو بر صفحه دل خوش نشست
بی شک آن را دان ز یمن یوسف خوشنام ما
نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: شنبه بیستم شهریور ۱۴۰۰ ساعت: 19:16

قدرت اله کریمی تیموری

شجریان تجسم یک اسطوره و آرمان درونی انسان در طنین پر صلابت  آوازی است بر آمده ازندایی خفته در انسانی که در تاریخ گمشده ای را  می جسته است ندایی که از همان بدو خلقت به شکل های مختلف، چه عبادت وچه دعا به آسمان بلند بوده واینک شجریان این ندای آسمانی را به نهایت روانی و اوج خودش رسانیده است.

آوای او برانگیزاننده ی احساسی است آن چنان ملکوتی که فرشتگان رامسحور می کند.

شجریان اسطوره ای درقامت  انسان است با آوازی آسمانی بر آمده از احساسی ملکوتی که فرشتگان آسمان باآواز او کف می زنند.

صدای شجریان آهنگ آسمانی پرواز است. شورانگیزی است که از هفتم آسمان به گوش می رسد .عاشقانش همیشه باصدای او اشک ریخته اند روحشان با نغمه های آسمانی او صیقل خورده است. اما اشک هایی که اشک غم نیست اشک شوق هم نیست. شاید از اثر غلبه ی یک عشق عمیق است.

شجریان ناله ی رنج وغریو شادی انسان در طول تاریخ است. انسان جداشده از آن روح نخستین. ندای ازلی اوهنوز از آسمان ها شنیده می شود در فضایی نورباران به رنگ روز الست، انگار در حنجره  آوازی می دمد تا  دل انسان را پس از دمیده شدن روح خدایی در آن، صیقل دهد تالطیف وپاک شود چونان آیینه ای  که تصویر انسان در آن بتابد.

از بلندای آسمان به سوی ما می آید نغمه ای جادویی بر لب دارد، گویی پیامی الهی بر زبان  می راند. نزدیک می آید، پیامش دلرباتر می شود، صدایش  صمیمی تر و قدم هایش استوارتر، گویی رسالتی بر دوشش نهاده اند و آن بردن  انسان به ملکوت است.

او سروش غیب است که چنین دل ها راتسخیر کرده است  و نغمه ی داوودی  او سرچشمه گرفته ازیک عشق الهی است عشقی که در وجود همه انسان ها به ودیعه گذاشته شده است  و او این عشق را  باتمام وجودش  فریاد می زند  و این نعره و فریاد چیزی جز آن عشق به خالق یکتا نیست مگر همه موجودات، آن چه در زمین و آسمان وآن چه در میان آن هاست تسبیح خدا نمی گویند؟

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ  (آیه 41 سوره نور)

آيا ندانسته‏اى كه هر كه [و هر چه] در آسمانها و زمين است براى خدا تسبيح مى‏گويند و پرندگان [نيز] در حالى كه در آسمان پر گشوده‏اند [تسبيح او مى‏گويند] همه ستايش و نيايش خود را مى‏دانند و خدا به آنچه مى‏كنند داناست. (آیه 41 سوره نور)

شجریان آن مرغ پر گشوده در آسمان است، مرغ حق در حصار زندان نفوذ ناپذیر این دنیای خاکی.مدام بال و پر میزند، مدام می خواند، همه او را می خواند، به ستایش اوست زبانش، دعایش همه اوست و سرودمهرش را بر آستان جانان هدیه می کند.

عشق داند که با نوای عشق بازان  و ساز خاموش چه کرده است  فهم این ها همه بر عهده ی عشق نهاده شده است. آن مرغ بال گشوده  مرغ حق است، مرغ نغمه خوان، مرغ سحر.

شجریان همیشه سرشار از مهربانی و وفاداری بوده است، در وطن دوستی نیز مانند ندارد. "ایران ای سرای امید" تصنیفی است که برای همیشه  جاودانه خواهد ماند. 

خلوت گزیده ای است بشارت دهنده ی آزادی.

نغمه ی او آن نوایی است که از اوج می شنوی و تو رابه طرف خودش می خواند، با خود می برد تو را، به اوج آسمان ها، آن جا که دیگر انسان های خاکی را راهی نیست.

انگار بر بال فرشتگان نشسته ای در آن اوج بی نهایت در پروازی، آن جا فرشتگان همه جمعند.

این صدا، این نغمه آسمانی، این آوای درونی، همه را مدهوش کرده است. نوایی که روحت را مسحور می کند. تورا به وجد می آورد، با تبسمی بر لبانت.

به دوردست ها می نگری، او کیست چنین پرصلابت میخواند؟ این صدا این جهانی نیست، ندایی است برآمده از عمق جان، از نیمه ی آن جهانی  انسان.

"سر می دهد ناله ی زندانی خاک را."

شجریان نمود انسانی است که آرزویی را در آدمیان تحقق بخشیده است. یکی از گرامی آدم هایی است که حقی بر بشریت دارند. چهره ی ماندگاری است که تا ابد در سینه ی تاریخ این مملکت  خواهد ماند. عمرش طولانی باد.

اردیبهشت هشتاد و هفت      قدرت الله کریمی تیموری

سر می دهد ناله ی زندانی خاک را