< داریوش پیرنیاکان: شجـریان و طـعـم نانی که فراموش نمی‌شود

.

درباره من
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند

               *****
خسرو آواز ایران، شاه بی تاج و ردا
تاجبخش شعر و موسیقی و آوا و نوا
نام زیبایش محمد، بعد از آن لفظ رضا
اهل خاک ضامن آهو، "علی موسی الرضا"
گوهر دوران و دهر، سیمرغ و ققنوس هنر
مرد قرآن و خط و نقاشی و ساز و صدا
چون گشاید هر دو لب را بهر آغاز سماع
آید از حلقش برون بانگ "نوا" و "ربنا"
حافظ آواز ایران داده اند او را لقب
مهر و خورشید فروزان هنر گشته ست نما
گر بود "حافظ" لسان الغیب شعر و شاعری
او بحق باشد سروش باطن احوال ما
"آریا" گر شعر تو بر صفحه دل خوش نشست
بی شک آن را دان ز یمن یوسف خوشنام ما
نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت: 11:16

داریوش پیرنیاکان

آدم‌هایی که با او بوده، فرهنگی که شجریان در آن رشد کرده، در زندگی هنری‌اش اثر داشته. دیگر شخصی مانند او نخواهد آمد که تمام جوانب آواز ایرانی را داشته باشد. همین حالا صداهای خوبی داریم، پیش از او هم آوازه‌خوان و استادان برجسته‌ای داشتیم اما شجریان همه آنهاست.

به گزارش ایسنا، روزنامه شهروند نوشت: «بنا داشت نان بپزد. روز اول، دوم، سوم و دست‌ آخر شجریان تا روز دهم نانی پخت که زیر دندان پیرنیاکان مزه کرد. «داریوش بیا این نان را امتحان کن!» خاطره از سال‌هایی است که محمدرضا شجریان در شهرک غرب خانه داشت. داریوش پیرنیاکان هر روز عصر به خانه‌اش می‌رفت تا با هم کارهای جدید را تمرین کنند. صحبت از این است که شجریان چطور به به قله آواز رسید؟ داریوش پیرنیاکان که خود از موزیسین‌های نسل طلایی موسیقی ایران است، بارها گفته که شجریان قله تکرارنشدنی آواز ایرانی است و بابت این تحسین مورد انتقاد‌هایی هم قرار گرفته. او عوامل زیادی را در رسیدن رفیق ٤٠‌ساله‌اش به اوج آواز موثر دانسته اما در عین حال معتقد است که از همه مهم‌تر، روحیه «جست‌وجوگر» شجریان بوده است: «هیچ‌وقت و در هیچ رده‌ای از یادگرفتن و آموختن درباره چیزی که به آن علاقه داشت، دست برنداشت. از نظر من تا ٢٠٠‌ سال دیگر هم شاید کسی چون او در موسیقی و آواز ایران پیدا نشود.»

بزرگان و هنرمندان دیگر هم بارها درباره شجریان صحبت کرده‌اند. کامبیز روشن روان او را حافظ موسیقی ایران دانسته و استاد شفیعی کدکنی هم همین نظر را دارد. حسین علیزاده می‌گوید که شجریان سرمایه ملی و جهانی است و حسام‌الدین سراج معتقد است که او را میراث ملی می‌داند. امیرهوشنگ ابتهاج (سایه) بارها از آواز او تمجید کرده و در جایی گفته است: «بعضی از تکه‌های آوازی شجریان شاهکار بود. اگر حافظ بود، پا می‌شد او را غرق در بوسه می‌کرد؛ آنجایی که می‌گوید مفلسانیم و هوای می‌ و مطرب داریم...»

داریوش پیرنیاکان بیش از ٢٥‌سال در اجراهای مختلف با شجریان همکاری داشته و حرف‌ها و خاطرات زیادی از او دارد. آنها هفت آلبوم مشترک به نام‌های آسمان عشق، سرو چمان، پیام نسیم، دل مجنون، یاد ایام، رسوای دل و آرام جان را با هم به انجام رساندند. اگرچه پیش از انقلاب در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی یکدیگر را می‌شناختند اما همکاری و رفاقت نزدیک‌شان از‌ سال ٥٨ و برگزاری کنسرت انتظار آغاز شده است. «به اعتقاد من و بر اساس تخصص و تجربه‌هایم در موسیقی می‌گویم شجریان تکرارنشدنی است اما وقتی این حرف‌ها را در مصاحبه‌هایم گفتم، مورد انتقاد برخی دوستداران هنرمندان دیگر قرار گرفتم و حتی بر من تاختند. در اینستاگرام برایم ناسزا نوشتند، چون می‌گفتم دیگر مثل شجریان به وجود نمی‌آید. من نظرم را بر اساس دلایلی گفتم، اگر کسی نظر دیگری دارد، می‌تواند با دلیل حرف خود را بزند. شجریان قله‌ای را در آواز به وجود آورد و هیچ قله دیگری در آواز بالاتر از آن نخواهد آمد. حالا شاید قله‌های دیگری در کنار آن به وجود بیاید، مثل قله‌ای که حافظ بعد از سعدی در ادبیات ایجاد کرد.»

او معتقد است که زمان، مکان، شرایط، روحیه و شخصیت محمدرضا شجریان او را به چنین جایگاهی رسانده است: «آدم‌هایی که با او بوده، فرهنگی که شجریان در آن رشد کرده، در زندگی هنری‌اش اثر داشته. دیگر شخصی مانند او نخواهد آمد که تمام جوانب آواز ایرانی را داشته باشد. همین حالا صداهای خوبی داریم، پیش از او هم آوازه‌خوان و استادان برجسته‌ای داشتیم اما شجریان همه آنهاست.»

شجریان و پیرنیاکان با هم اجراهای زیادی در کشورهای آمریکا، کانادا، انگلیس، فرانسه، سوییس، سوئد و نروژ داشتند و جز این همکاری، رفاقت ٤٠ساله‌شان نیز فرصت شناخت بیشتری از روحیات یکدیگر به آنها داده است. «تقریبا سالی سه‌ ماه از این ٢٥سالی را که به واسطه کنسرت‌ها در کشورهای دیگر سفر کردیم، با هم زیر یک سقف زندگی کردیم. بارزترین ویژگی شجریان جست‌وجوگری و کنجکاوی‌اش بود. این‌ طور نبود که بگوید خواننده گلها هستم با پرویز یاحقی، جلیل شهناز، بدیعی، کسایی و موزیسین‌های مهم کار کردم و دیگر بس است. خیر. او وقتی می‌شنید استادانی مثل دادبه، عبدالله‌خان دوامی یا برومند هم هستند، می‌گفت باید نزد آنها بروم تا ببینم چه می‌گویند و یاد بگیرم. این روحیه را در هیچ‌کدام از کسانی که حالا آواز می‌خوانند و به قول معروف غوره نشده مویز می‌شوند، ندیده‌ام.»

پیرنیاکان از خاطره‌ای یاد می‌کند که از سال‌ها پیش آن را به یاد دارد: «زمانی که شجریان در خانه ایران‌زمین در شهرک غرب زندگی می‌کرد، برای کارهای جدیدی که ساخته بودیم، هر روز عصر برای تمرین به آنجا می‌رفتم. یک روز که رسیدم، به من گفت که داریوش امروز نان پخته‌ام، بیا بیین چطور است؟ دیدم و گفتم بد نیست اما با نان خوب فاصله دارد. فردا دوباره پخت اما هنوز دلخواه نبود. شجریان تا ١٠روز نان پخت و روز دهم نانی پخته بود که تا به‌ حال مثل آن را نخورده بودم. یک‌ بار که با هم به موزه تاریخ طبیعی واشنگتن رفته بودیم، در آکواریوم موزه مار بوآی بزرگی توجه ما را جلب کرد، ایستادیم و نگاه کردیم. من خسته شدم و خواستم که بروم اما شجریان چندساعتی آنجا نشست تا مار بوآ تکان بخورد. سرانجام هم مار تکان خورد و او توانست از آن لحظه فیلم بگیرد. او در همه کارهایش چنین روحیه‌ای داشت؛ عکاسی، تحقیق، کوهنوردی حتی قبل از انقلاب قرآن می‌خواند و در مسابقات ترکیه اول شد. او همه راه‌ها را رفته بود و در نهایت به قله آواز رسید اما هر کسی این روحیه را ندارد. آقای دوامی تحریری ٣٠ ثانیه‌ای خوانده بود و شجریان برای این که تمام جوانب تحریر را یاد بگیرد، آن را روی یک نوار به مدت نیم‌ساعته ضبط کرده بود و بارها در ماشین گوش می‌کرد. خیلی‌ها مثل استاد سایه یا استاد شفیعی کدکنی درباره او گفته‌اند؛ تعاریفی که تا به حال درباره هیچ خواننده‌ای نخوانده و نشنیده‌ایم. منظورم از این حرف‌ها تخطئه دیگران نیست چون هر کدام از خوانندگان ما کارهای عالی دارند اما این آدم چیز دیگری است.»

شاید روشن‌ترین شاهد این مدعا شور و شوقی است که شجریان برای ساخت و ابداع ساز داشت و در‌ سال ٩٠ هم چند مورد از این سازها به نام‌های صراحی، شهر آشوب، ساغر، کرشمه، سبو و غیره را به نمایش گذاشت.

نوازنده تار و پژوهشگر موسیقی درباره وضع موسیقی و آواز ایرانی سوالی مطرح می‌کند: «چرا همه خواستند در آواز مثل شجریان باشند؟» و پاسخ می‌دهد: «چون این قله رفیع بود و احاطه و هژمونی صدا به قدری زیاد بود که همه فکر می‌کردند برای تعالی باید ادای او را دربیاورند در صورتی که این کار هم اشتباه بود. هر کس باید جایگاه خود را پیدا کند. شجریان چه بعد و چه قبل از انقلاب آدم مهربان و متینی بوده و هست. هنرمندان دوره‌های مختلف برای او احترام قایل بودند. همیشه به بزرگان احترام می‌گذاشت. بارها دیدم که دست آقای شهناز را برای ادای احترام می‌بوسید و عکس آن را هم در دفترم دارم. قبلا همه کار خود را انجام می‌دادند، بعدها رفتارهای دیگری برای تخطئه یک استاد به وسیله شاگردان استادان دیگر باب شد، در صورتی که کار درستی نیست. استاد بزرگوارم، شهنازی همیشه می‌گفت؛ بابا جان من برای کسی که ٣ ماه ساز دستش گرفته هم احترام قایل هستم چون می‌دانم چقدر زحمت دارد که آدم در این کار به جایی برسد.»

یکشنبه / ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹

ایسنا: شجـریان و طـعـم نانی که فراموش نمی‌شود

موضوع: خاطره , نقد و نظر ,
برچسب‌ها: داریوش_پیرنیاکان