< عطا نویدی: شجریان؛ خوشنویسِ آواز

.

درباره من
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند

               *****
خسرو آواز ایران، شاه بی تاج و ردا
تاجبخش شعر و موسیقی و آوا و نوا
نام زیبایش محمد، بعد از آن لفظ رضا
اهل خاک ضامن آهو، "علی موسی الرضا"
گوهر دوران و دهر، سیمرغ و ققنوس هنر
مرد قرآن و خط و نقاشی و ساز و صدا
چون گشاید هر دو لب را بهر آغاز سماع
آید از حلقش برون بانگ "نوا" و "ربنا"
حافظ آواز ایران داده اند او را لقب
مهر و خورشید فروزان هنر گشته ست نما
گر بود "حافظ" لسان الغیب شعر و شاعری
او بحق باشد سروش باطن احوال ما
"آریا" گر شعر تو بر صفحه دل خوش نشست
بی شک آن را دان ز یمن یوسف خوشنام ما
نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: جمعه ششم فروردین ۱۴۰۰ ساعت: 13:31

عا نویدی

شجریان؛ خوشنویسِ آواز

شجریان دارای چنان استعداد و ممارستی در آموختن بود که سال ۱۳۴۹ توانست درجه ممتازی انجمن خوشنویسان ایران را اخذ کند. با این‌ حال هیچ‌گاه به دنبال اخذ درجات بالاتر در خوشنویسی نبود و تمرکز خود را تمام و کمال روی آواز گذاشت و خوشنویسی را برای خوشنویسی می‌خواست.

به گزارش ایسنا، عطا نویدی پژوهشگر موسیقی، در یادداشتی در ویژه‌نامه نوروزی روزنامه شرق درباره محمدرضا شجریان نوشت:‌ «خوشنویسی و موسیقی دو هنر دیرین مردمان این سرزمین هستند که از دیرباز پیوندی ناگسستنی نزد هنرمندان هر دو رشته داشته و دارند. کمتر خوشنویسی را می‌یابیم که با موسیقی ایرانی - به‌خصوص آواز شجریان - انس و الفت نداشته باشد و هنرمند موسیقی ایرانی، دلبسته به خطِ خوش و خوشنویسی نباشد.

محمدرضا شجریان اواسط دهه ۴۰ شمسی از مشهد به تهران مهاجرت کرد و از همان ابتدا نزد ابراهیم بوذری و سپس حسین میرخانی، خوشنویسی را آموخت. شجریان دارای چنان استعداد و ممارستی در آموختن بود که سال ۱۳۴۹ توانست درجه ممتازی انجمن خوشنویسان ایران را اخذ کند. با این‌ حال هیچ‌گاه به دنبال اخذ درجات بالاتر در خوشنویسی نبود و تمرکز خود را تمام و کمال روی آواز گذاشت و خوشنویسی را برای خوشنویسی می‌خواست.

خوشنویسی و آواز وجوه اشتراکی فراوانی با هم دارند. در هر دو هنر، شعر ابزار اصلی هنرمند است. در چشم صاحب‌نظران درک و فهم شعر و ادبیات ایران بیش از تکنیک و ادوات آوازی اهمیت دارد؛ چنان‌ که افراد زیادی که دارای صدای خوش و تحریرهای آن‌چنانی بودند و چون درکی از شعر نداشتند، آوازشان بی‌معنا و بدون مفهوم بود. خوشنویسی هم نیاز فراوان به فهم شعر دارد. شجریان جایی از استادش حسین میرخانی نقل می‌کند که تأکید داشت در یک مصراع، حداکثر می‌توان دو حرف را به‌صورت کشیده نوشت و شجریان همین وجه را در آوازش نمایان می‌کند.

گفتنی است که استادان آوازی همواره این نکته را گوشزد می‌کردند که تأکید و تحریر در شعر باید روی کلمات کلیدی و مفهومی باشد و در خوشنویسی نیز چنین ویژگی‌هایی همواره مورد توجه استادان و صاحب‌نظران بوده است. سلیقه در انتخاب شعر نیز یکی از مؤلفه‌های مشترک خوشنویسی و آواز است که شجریان در آواز آن را به کمال مطلوب رسانده چنان‌ که - هرچند اغراق‌گونه - نقل است هر آن چه شعر خوب و پرمایه در ادبیات کهن بوده است، شجریان آن‌ را به زینت آوازش آراسته است. در این مجالِ کوتاه، قصد نگارنده تنها اشارتی بر پیوند و مقایسه آواز شجریان و خوشنویسی بود و بسط و گسترش این مقوله را باید به مجالی دیگر و نظر پژوهشگران فرهیخته هر دو هنر سپرد. در پایان سخن باید به نقش برجسته محمدرضا شجریان در آواز ایران اشاره کرد و در مقایسه با استادان بنام خوشنویسی می‌توان او را با میرعماد سنجید. چنان‌ که امروز آرزوی هر خوشنویسی نزدیک‌شدن به سبک و سیاق میرعماد است، آوازخوانانِ آینده نیز قطعا چنین مقامی را برای شجریان قائل خواهند بود.»

۵ فروردین ۱۴۰۰

خبرگزاری ایسنا: شجریان، خوشنویس آواز

شجریان؛ خوشنویسِ آواز

موضوع: نقد و نظر ,
برچسب‌ها: عطا_نویدی , میرعماد , خوشنویسی