< قاسم بهرامی (شیدای همدانی): خسروِخوبان

.

درباره من
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند

               *****
خسرو آواز ایران، شاه بی تاج و ردا
تاجبخش شعر و موسیقی و آوا و نوا
نام زیبایش محمد، بعد از آن لفظ رضا
اهل خاک ضامن آهو، "علی موسی الرضا"
گوهر دوران و دهر، سیمرغ و ققنوس هنر
مرد قرآن و خط و نقاشی و ساز و صدا
چون گشاید هر دو لب را بهر آغاز سماع
آید از حلقش برون بانگ "نوا" و "ربنا"
حافظ آواز ایران داده اند او را لقب
مهر و خورشید فروزان هنر گشته ست نما
گر بود "حافظ" لسان الغیب شعر و شاعری
او بحق باشد سروش باطن احوال ما
"آریا" گر شعر تو بر صفحه دل خوش نشست
بی شک آن را دان ز یمن یوسف خوشنام ما
نويسنده :آریا ایرانی
تاريخ: چهارشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۵ ساعت: 17:26

http://lovemusic.ir/wp-content/uploads/%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86.jpg?x80402

با امید و آرزوی سلامت و بهبود کامل استاد بی همتای هنر وادب و معرفت و شرافت و انسانیت استاد محمدرضا شجریان از جانب میلیونها عاشق غمگین ابیاتی راتقدیم میکنم به ساحت مبارک ایشان

خسروِخوبان

جانم بفدای نفست خسروِ خوبان

ای ناب ترین حنجره در عالم امکان

ای مرغ شب و مرغ سحر٬ مرد حقایق

ای نو گل سر مست، بخوان بلبل عاشق 

بی نغمه تو هر چه بهارست٬ خزانست

هر لحظه نفس میکشم افسردن جانست 

تو ناب ترین شعر دل انگیز بهاری 

افکنده غم هجر تو در سینه شراری 

ماهور بخوان٬ شور بخوان ٬نور بپا کن

سرمست، دلم را تو ز اهنگ وفا کن 

آن حنجره ات مژدهٔ آهنگ رهایئست

آن سوز مناجات تو آواز خدایئست

هم آیه و هم سورهٔ پر مهر خدایی 

گلبانگ بهشتیست چنین صوت و صدایی 

بیداد و همایون و نوا جامه درانت 

مستم همهٔ عمر، من ازبوی دهانت 

ای سرو سرافراشته٬ اسطورهٔ آزاد 

برخیزو بزن از دل و از حنجره فریاد 

پروانه صفت دور تو میگردم و هردم

غمگین که شوی میکُشد این غصه و دردم 

بی نغمهٔ تو دردل من شور غزل نیست 

بی تو غزل حافظ و سعدی چو عسل نیست 

برخیز تو ای جان جهان فصل بهارست 

آخر چه بهاری که در آن ماتم یارست 

تو پاکترین قاصد پیغام خدایی

تو لب٬ بلب از معرفت و عشق و وفایی

بلبل شده خاموش و پریشان شده بستان 

پژمرده ز اندوه تو گلهای گلستان 

با آنکه بهارست، گل عاطفه زردست 

آواز نمیخوانی و این وسعت دردست

بر تار دلم زخمه و مضراب حرامست 

تو خسرو خوبانی واین ختم کلامست 

بسیار پریشانم و بسیار خرابم 

یا رب کرمی کن مده اینگونه عذابم 

بر آنکه همه عمر به لب نام تو گوید 

بنما نظر ایدوست که پیغام تو گوید 

او را تو حکیمی و به دست تو سپارم 

ایمان به تو و مرحمت و لطف تو دارم 

دائم کنم از این دل سرگشته دعایش 

یا رب بنما دور ز اندوه و بلایش 

با مرغ سحر باز هم از لطف خدایش

سر سبز، گلستان شود از عطر صدایش 

آواز بخوان بار دگر از دل و از جان

تا باز فدایت شوم ای خسرو خوبان 

ای درد تو بر جان من عاشق شیدا 

تا روز قیامت نشود مثل تو پیدا

قاسم بهرامی------ شیدای همدانی

95/07/01

منبع: تماشاگه راز

موضوع: شعر ,
برچسب‌ها: قاسم بهرامی , شیدای همدانی