اوج کار شما همکاری با محمدرضا شجریان در آلبوم «در خیال» در سال ۷۵ بود که بهنظر خیلیها جزء کارهای ویژه و شاخص شما بوده. دراینباره و نحوه شروع همکاریتان با استاد شجریان توضیحاتی بفرمایید.
من همان سالها که در آلمان بودم استاد شجریان سالی سه، چهار بار به آلمان میآمدند و عموما در منزل آقای بهشتی که از دوستان خوبشان بودند ساکن میشدند. آقای بهشتی هم ما را خبر میکردند. شبها همه دور هم بودیم و استاد شجریان آواز میخواندند و من با ایشان ساز میزدم.
البته برای من سخت بود که جواب آواز استاد شجریان را بدهم؛ ولی آقای شجریان خیلی تشویقم میکرد. نزدیک ۱۷ ساعت آوازهای خانگی در آلمان و لندن با استاد شجریان دارم. آنها را ضبط میکرد و به من هم یک کپی میداد. اینطور بود که ما از نظر کاری به هم نزدیک شدیم. هرچند ساز من در آن زمان از نظر سطح مناسب آواز ایشان نبود، ولی ایشان اعتماد میکرد و کامل هم میخواند. من هم آرامآرام جرئتم بیشتر شد.
چون در ارائه و در صحنهبودن؛ خیلی کمجرئت بودم. بعدها با استاد شجریان جرئت پیدا کردم و ایشان به من اعتماد به نفس داد. درواقع کار من با ایشان از همین شبهای خصوصی شروع شد؛ البته در چاووش هم با هم بودیم و همدیگر را میشناختیم. بعد من برای ضبط «در خیال» به ایران سفر کردم. بخشی از آلبوم را ضبط کرده بودم. دوستانم که خواننده میشناختند معرفی کردند.
ولی آوازشان خوب نبود. من تصمیم گرفتم به سراغ استاد شجریان بروم. درست دورهای بود که استاد دیگر کار کسی را قبول نمیکرد. دوره سختی بود. به ایشان زنگ زدم گفتم من چند تا کار دارم میخواهم شما بشنوید. اگر خوشتان آمد بخوانید. گفت من مشهدم میتوانی بیایی؟ گفتم بله و سریع یک بلیت گرفتم و رفتم مشهد. من آن زمان جوان بودم و تجربهای نداشتم؛ ولی ایشان آقای شجریان بودند. بااینهمه با من قرار گذاشتند و آمدند فرودگاه. با اینکه میتوانستند آدرس بدهند من بروم یا کسی را بفرستند.
برف سنگینی هم باریده بود؛ بهحدیکه پرواز نمیتوانست بنشیند. من خیلی حالم گرفته شد. ولی در کمال ناباوری دیدم پرواز نشست. پرواز که نشست؛ (چون اعلام شده بود پرواز ما نمینشیند) دیدم آقای شجریان در حال خروج از فرودگاه هستند. صدایشان کردم. از اتفاق روزگار بود. استاد تعجب کردند که پرواز ما نشسته است. رفتیم منزل مادر و پدرشان و بسیار هم به من لطف داشتند. «در خیال» را هنوز سازهایش را کامل ضبط نکرده بودم.
سهگاه را ضبط کرده بودم. نصف زمزمههایی که کرده بودم را برایشان گذاشتم که بشنوند. به نصف که رسید گفتند خاموش کن من میخوانم. از تیزهوشیشان کار نصفهکاره را وقتی گوش دادند متوجه شدند چیست. البته نمیخواهم از کار خودم تعریف کنم. از انتخاب ایشان تعریف میکنم. بعد این اعتماد پیدا شد و قبول کردند آلبوم را کامل بخوانند. البته دوره ضبط آلبوم خیلی طول کشید. چون اواسط کار، آقای شجریان سفرهای آمریکا داشتند.
فکر میکنم هشت سال طول کشید تا کار منتشر شود و موقعی هم که کار میخواست منتشر شود، شرکت دلآواز را برای مدتی بستند. انتشارات سروش کار را خرید و این هم یک شانس بود. چون آن زمان انتشارات سروش که کاری را میخرید یک آهنگ از آن را برای تبلیغ از رادیو پخش میکرد. بههرحال همهچیز دست به دست هم داد که آلبوم «در خیال» بیشتر جلوه کند. یک مجموعه دیگر هم دادم به آقای شجریان که چند تا از آنها را انتخاب کردند که یکی از آنها رندان مست بود که آن هم بعد از هفت، هشت سال ضبط شد.
شما چطور به گروه شهناز دعوت شدید؟
من خودم گروه شهناز را به سفارش استاد تأسیس کردم.
در وبسایت رسمی شرکت دلآواز نوشته استاد شجریان این گروه را تأسیس کردند. پس این صحت ندارد؟
این گروه در حقیقت به سفارش ایشان بود؛ البته خود آقای شجریان در مقدمه آلبوم «رندان مست» توضیح دادند که گروه شهناز چطور تشکیل شده است.
در همان سالهای اولی که به ایران برگشته بودم، یعنی سال ۸۴ گروه آوا دوباره تشکیل شد و من هم برای همکاری از سوی استاد دعوت شدم. من در حین این همکاریها و صحبتهایش میدیدم خیلی علاقه دارند که گروهی بزرگتر تشکیل دهند. اعضای گروه هم خیلی فرصتشان کم بود. یکی درس میداد، یکی در صداوسیما بود، یکی آموزشگاه داشت و... .
آن زمان گروه خورشید تشکیل شده بود و ما اجرا میگذاشتیم. یکی از اجراهای ما را در فرهنگستان هنر آمدند دیدند. دستگاه نوا اجرا میکردیم با یک گروه ۳۰نفره. آنجا بود که به طور جدی پیگیری کردند که ارکستر دیگری تشکیل شود. با آن ترکیب ۱۴، ۱۵نفره. بعد کار را شروع کردیم و نوازندهها انتخاب شدند که اکثرشان جوان و واقعا انتخابهای خوبی بودند؛ شاهو عندلیبی، رامین صفایی، کاوه معتمدیان و... . برخی از آنها را از طریق دانشگاه شناختم و این گروه تشکیل شد. اولین اجرایمان هم رندان مست بود و ۱۵ شب در وزارت کشور روی صحنه رفت. بعد آلبومش هم منتشر شد. درهمینحین استاد شروع کردند به ساختن سازهای جدید که در آلبومهای بعدی از آنها استفاده شده است.
شما در گروه شهناز از سازهای ابداعی استاد شجریان استفاده میکنید. دلیل استفاده از این سازها صرفا بهخاطر سازنده آن است یا اینکه این سازها قابلیتها و ویژگیهای خوبی دارند؟
ما آنموقع گروه شهناز را بر اساس سازهای موجود تأسیس کردیم. اگر شما آلبوم رندان مست را بشنوید، خواهید دید که از سازهای آقای شجریان استفاده نشده است؛ البته استاد قبل از گروه شهناز، ساز سنتور میساختند. آقای شجریان سنتور بزرگی درست کرده بود که صدای بَمی داشت. بعد گفت این به درد ارکستر میخورد؟ گفتم صد درصد؛ چون ما باس کم داریم. من گفتم ساز زهی در ارکستر خیلی کم داریم. اگر بتوانید طراحی کنید عالی میشود که استاد شروع به ساختن کردند. در طول شکلگرفتن گروه شهناز، سازسازی استاد هم شروع شد. سازهایی که ایشان ساختند بیشتر برای تکمیل صدای ارکستر بوده است.
در سالهای اخیر استاد شجریان فقط با شما کار کردند. با توجه به این موضوع، تکلیف گروه شهناز چه میشود؟ درحالحاضر گروه چهکار میکند؟
دیگر با چه کسی میتوانیم کار کنیم؟ چون این گروهی بود که برای ایشان درست شد. گروه شهناز هم بدون استاد نمیتواند کاری کند. چون فکر میکنم مردم این دو را در کنار هم میخواهند. من بعید میدانم گروه شهناز بدون استاد بتواند اجرا داشته باشد. مگر اینکه خوانندهای توانا در آینده در حد استاد پیدا شود که خیلی بعید است.
بهترین کنسرتهایی که با گروه شهناز اجرا کردید از نظر شما کدام اجراها بودند؟
چون گروه خیلی تمرین میکرد، تقریبا همهجا خوب بود. مثلا جاهایی که صدابرداری خوب بود ارکستر خوب اجرا میکرد. اگر در مورد آقای شجریان بخواهم بگویم، شبهایی که حالش خوب بود و اتفاقهای خوب افتاده بود و خوشحال بود، عالی اجرا میکرد. واقعا بعضی از شبها سنوسالش را فراموش میکرد و انگار شجریان جوان داشت میخواند. ولی یک شب در هامبورگ اجرا داشتیم مسائلی را برگزارکنندهها به وجود آوردند. شب بعدش استاد مریض و خسته و تبدار شدند و بهاجبار روی صحنه آمدند. صدایشان آماده نبود. بیبیسی بدون توجه به خواسته ما، آن بخشها را پخش کرد. من همیشه فکر میکنم عمدی در کار بوده است.
با توجه به جایگاه حرفهای شما و همکاریهایی که با استاد شجریان داشتید و با توجه به نبود استاد در صحنه، الان برنامهای برای جایگاه حرفهایتان دارید؟
یکسری از کارها نیمهکاره مانده است. ما دو آلبوم در دست انتشار و سه آلبوم نیمهتمام با استاد داشتیم که استاد مریض شدند. من هم که کارهای هنریام با جوانها و گروه خورشید ادامه دارد.
به عنوان آهنگسازی که با استاد شجریان کار میکردید و در سطوح بالا آهنگسازی میکردید، الان که برای جوانان دارید کار میکنید و آهنگ میسازید، تکلیف آن دست آهنگهای سطح بالا چه خواهد شد؟
من که کار خودم را میکنم. با شاگردان استاد یا با کسان دیگر. یکی، دو تا خواننده پیدا کردم که کارشان خوب است. هیچکدامشان آقای شجریان نمیشوند ولی بالاخره نمیتوان از فعالیت دست برداشت. من خیلی از کارهایی که ساختم و خوانندهها اجرا کردند را میشنوم و برایم راضیکننده نیستند؛ ولی وقتی آقای شجریان میخواند یک بُعد دیگری پیدا میکند.
کارهایی که ضبط کردم زمان دیگری اگر خواننده دیگری پیدا شد دوباره اجرا میکنم. تنها چیزی که این وسط اتفاق افتاد، دو کار با آقای قربانی و معتمدی بود که الحق خوب خواندند. درست است آقای شجریان نیستند؛ ولی خوب بودند. ولی بعضی آلبوم با بعضی خوانندهها ضبط کردم که اصلا دوست ندارم و منتظر فرصت هستم که خوانندهای پیدا کنم و دوباره ضبط کنم.
*روزنامه شرق / گفتوگو با مجید درخشانی / سارا شعاعی / 01 شهریور 96
برچسبها: مجید درخشانی
